فصل هفتم

آلوپسیا آره آتا

7 آلوپسی آره آتا

طبقه بندی / تظاهر کلینیکی

بیماری ریزش موی منطقه ای نخستین بار (30  سال قبل از میلاد مسیح )بوسیله پزشکی به نام کورنیلوس سلسوس توصیف شد. او این اختلال را افیازیس نامید.

امروزه افیازیس را شکل خاصی از ریزش موی آره آتا می دانند . گاهی از این بیماری تحت عنوان ریزش موی سلسوس ، نیز یاد می شود(1952Thiers bh 1989 Arnold hl) .

آلوپسی آره آتا یک بیماری ریزش مو ، بدون علامت در منطقه های کوچک با محدوده مشخص (1-4) سانتی متر می باشد که ممکن است این تکه ها بصورت جدا جدا باقی بمانند و حتی ممکن است بهم متصل شوند. و باعث از دست دادن موی تمام پوست سر و حتی موهای بدن شوند. AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک بیماری شایع انسانی با ریسک خطر 7.1 درصد رد جامعه است (1995safavi et al ) .

این ریزش مو برگشت پذیر می باشد اغلب پوست سر و یا منا طقی که مرتبط با سر می باشند از جمله مژه ، ریش و … را درگیر می کند . شایع ترین حالت بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ضهور ناگهانی ریزش مو بصورت یک پچ دایره می باشد.

ناحیه های فعالیت در ضایعه بطور معمول با حضور موهایی شبیه علامت تعجب که معمولا 2-3 میلیمتر طول دارند و شاید نوک های تیره و ریشه بدون رنگدانه داشته باشد نشان داده می شوند . بیماری شاید گاهی منجر به طاسی کل پوست سر (آلوپسی آره آتا توتالیس) یا حتی ریزش کل موی بدن (آلوپسی آره آتا یونیورسالیس )شود . سایر الگوهای این بیماری که بصورت از دست دادن نواری مو در حاشیه اسکالپ (آلوپسی آره آتا افیازیس یا مارمانند ) و یا طاسی ناحیه تاج سر بصورتی که حاشیه اسکالپ سالم باقی بماند (آلوپسی ره آتا اوفیازیس معکوس ) می باشد Alkhalifah et al )

AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شاید در هر سنی مشاهده شود و روشن نیست که در کدام جنسیت بیشتر است هرچند AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به احتمال زیاد اولین بار در نوجوانان رخ داده و نشان دهنده یک ارتباط بالقوه بین این بیماری با فعالیت هورمونی است . ریزش موی منطقه ای تهدیدی برای زندگی نیست اما به لحاظ روانشناسی و اجتماعی ناراحت کننده است مراحل بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) غیر قابل پیش بینی است و معمولا توسط فازهای حادریزش مو به دنبال آن ، رشد مجدد خود به خودی مشخص می شود.

با این حال اشکال جدی آن معمولا مزمن است و سالهای متمادی طول می کشد تا رشد مجدد مو داشته باشد و بسیاری از اوقات اغلب AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک دوره بالینی خفیف تنها با تکه های طاسی کوچک و پس از چند هفته یا چند ماه رشد مجدد مو را نشان می دهد.

پیش آگهی برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) توسط سن شروع بیماری طول مدت علائم ناخن میزان از دست دادن مو و حضور درماتیت آتوپیک تعریف شده است . این به آن معنی است که یک بیمار مبتلا به AU برای سالهای بسیاری با این بیماری درگیر بوده است و اولین اپیزود از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در دوران کودکی بوده که با تغییرات ناخن و درماتیت آتوپیک همراه بوده است . تنها شانس کمی برای تجربه کردن رشد مجدد مو دارد.

ارگانهای دیگر بجز ناخن ها تحت تاثیر بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) قرار نمی گیرند . ناخن ها شاید علایم خاصی از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را مانند چاله های نقطه ای کوچک لکه های قرمز و یا خط های عمودی شیار دار را نشان دهند درگیری ناخن با گسترش بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مرتبط است . گاهی لکه های کوچک ناخن اولین علامت گسترش بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و پیش آگهی از دست دادن مو در آینده است یک مورد استثنا برای ناخن ها شاید افتادن آنها باشد که علت بمیاری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) جدی ناخن است و گاهی تمام ناخن ها تحت تاثیر آن قرار می گیرند(2009 Kasumagic  Halilovic and prohic).

آلوپسی آره آتا در بسیاری موارد با بیماری های خود ایمنی دیگری نیز همراهی می کند. از جمله این موارد می توان ویتیلیگو یا افزایش ارتباط دیابت نوع 1 در بستگان بیماران نام برد(Muller 1994 Wang et al 1963 and Winkelmann بیماری تیروئید هاشیماتو شایع ترین بیماری توصیف شده در ارتباط با ریزش موی منطقه ای است (kuttev and iliev 2005).

مانند از دست دادن ناگهانی مو ، رشد مجدد آن بدون هیچ شاخصی رخ می دهد. رشد مجدد موی اولیه ،پس از یک اپیزود از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به دلیل تاخیر در رنگدانه دار شدن مجدد آن ، باعث شده است که موهای جدید اغلب به رنگ سفید باشند. جالب توجه است ، آخرین موها که توسط AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تحت تاثیر قرار می گیرد ، موهای سفید می باشد که این امر توضیح می دهد که چگونه موهای سر یک شبه می تواند سفید شود.

تشخیص

در اغلب موارد تشخیص AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) از طریق علادم بالینی و کلینیکال است و هیچ تست خونی برای تایید یا رد آن وجود ندارد شروع ناگهانی از دست دادن تکه ای مو ، عدم وجود عفونت ،نقطه های سیاه ، موهای علامت تعجب همه حاکی از بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) است و تشخیص افتراقی آلوپسی آره آتا از بیماری های دیگری نظیر ریزش موی آندروژنتیک (طاسی الگوی مردانه) لوپوس قرص مانند طاسی زنانه پراکنده با علل ژنتیکی و هورمونی فولیکولیت دیکالوانز عفونت قارچی لیکن پلانوپلاریس تلوژن افلوویوم و تریکوتیلومانیا تینه آکاپیتیس سلفیس حائز اهمیت می باشد. در صورتی که پزشک بین آلوپسی و بیماری دیگری تردید داشته باشد نمونه برداری از سطح و بافت پوست سر یا بدن انجام می شود(Alkhlifah et al ).

آسیب شناسی بافتی

مشخصات آسیب شناسی بافتی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شامل لنفوسیت های تراوشی اینرافولیکولی و پری فولیکولی است که تنها فولیکولای مو در مرحله ی آناژن را درگیر می کنند و باعث کاهش سایز این فولیکول ها از طریق کاهش مدت زمان مرحله رشد (آناژن) می شود به این علت در بیوپسی مشاهده لنفوسیت های پری بولبار و فولیکول های مینیاتوری شده از اهمیت زیادی برخوردار هستند(Whiting 2003) فولیکول های مو ، بواسطه تراوش لنفوسیتی اطراف غده ی مو ، مورد حمله قرار می گیردو به دنبال آن ورم ، میکرو و وسکولاسیون رنگدانه های متغیر آپوپتوز سلول کراتیوسیت و آسیب واکوئلی در داخل و اطراف فولیکول های مو ، ایجاد می شود(Tobin 1997) تخریب فولیکول های مو و یا زخم معمولا در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) رخ نمی دهد و در نتیجه رشد مجدد مو درهر نقطه از این بیماری ممکن است به صورت خود به خود و یا به دلیل یک درمان موفق رخ دهد . این فرایند معمولا موهای ترمینال و گاهی نیز می تواند موهای ولوس را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

ژنتیک ملکولی – دانش موجود

بر اساس شواهد غیر مستقیم متعدد در انسان ها و مدل های حیوانی ، AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به عنوان یک بیماری خود ایمنی پیشنهاد شده است (Mc Elwee et al ) تاثیر ژنتیک به روشنی در بیشتر این بیماری های خود ایمنی مشخص شده است و انتظار می رود که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) از این قاعده مستثنی نباشد . این بیماری پیچیده است و از توارث مندلی پیروی نمی کند(Van der Steen et al 1996 Sharma et sl  1995 Colombe et al  1992 shellow et al  1992 (

مانند دیگر بیماری های خود ایمنی از این نوع AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) احتمالا یک اختلال پلی ژنتیک است که در آن استعداد ابتلا توسط تغییرات در چندین ژن اصلی و بزرگ و احتلالات فنوتیپی نیز با تغییرات متعددی در چندین ژن کوچک ایجاد شود.

مدل جوندگان

نمونه های جدا شده ی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در چندین گونه شناسایی شده است . با این حال ، تحقیقات ژنتیکی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به علت خصوصیات محدود و  یا در دسترس نبودن این نمونه ها محدود شده است (Mc Elwee et al 1988).

دو مدل در حال حاضر برای این تحقیقات به کار می روند یکی مدل موش صحرایی آزمایشگاهی کچل (DEBR)Dundee و دیگری مدل موشی C3h/HeJ است (Michi et 1994 sundberg et al1991 al) هر دو مدل سویه ی درون نژاد هستند . علی رغم ماهیت درون نژاد خود ، ممکن است این جونده ها طیف گسترده ای از ریزش مو ، به صورت مناطق سکه ای جدا از هم یا به صورت مدل AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منتشر شده و یا حتی مدلی نزدیک به AU را ارائه دهند. AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در هر دو مدل جوندگان ، بوسیله ی  تجزیه و تحلیل برنامه های زایشی به عنوان یک صفت اتوزومال پلی ژنتیک با نفود فنوتیپ جزئی نشان داده شده است.

DEBR، یک هیبرید بین دو موش صحرایی BDIX و Wistar است که بیش از 35 نسل آمیزیش هتروزیگوتی داشته اند. دو زیر گونه ی جداگانه از debr اینبرد وجود دارد، که یک نوع از ان ها دارای سرهای پوشیده از موهای سیاه و دیگری موهای قهوه ای است اما خصوصیات فنوتیپی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در آن ها مشابه است. ریزش مو با نفوذ سلول های لنفوسیتی CD8 و CD4 اولیه در مرحله آناژن فولیکول مو با تولید آنتی بادی اختصاصی علیه فولیکول مو مرتبط است (McElwee et al 11996 1994 zhang and Oliver ). بیان خود به خودی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در 42% از افراد با شروع 7 ماهگی در هر دو جنس نر و ماده گسترش یافت که از دست دادن مو اول به صورت خط هایی مشخص شد . ریزش مو معمولا برای اولین بار در تکه های طاس متقارن در جناحین ایجاد می شود. این مناطق کچلی چندگانه ممکن است پوست نواحی سر ، پشت ، شکمی را بیشتر تحت تاثیر قرار دهند و تقریبا 15 درصد افراد متاثر شده به طاسی یونیورسال مبتلا شوند(Oliver personal communication) .

موش c3h/Hej به عنوان یک سویه اینرد منحصر به فرد در آزمایشگاه جکسون از سال 1947 وجود داشته است اما شروع فنوتیپ AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) برای اولین بار در چند نفر ازکلنی موش ها C3H/HEJ در سال 1993 مشاهده شد(1994Sundberg et al ).

فرکانس بیان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) خود به خودی در موش های مسن تا 18 ماهه ، حدود 20 درصد ، افزایش در 3-4 نسل (بیش از 300 موش آزمایشگاهی ) را نشان داد(1994 sundberg et al ).

هر دو جنسیت در ابتدا تحت تاثیر ریزش موی تیپیکال شکمی قرار گرفتند که در زنان  از 6 ماهگی و در مردان از 10 ماهگی این ریزش توسعه یافت . از دست داد مو شاید در بخش پشتی پیشرفت کند و 10 درصد افراد به حالت یونیورسال برسد . هستوپاتولوژی نشان داد که همه فولیکول های موی مبتلا در مرحله ی آناژن ، بوسیله ی التهاب موضعی بدون اسکار ناشی از لنفوسیت های اولیه cd4 و cd8 و اتو آنتی بادی های خاص فولیکول مو که در تیتر بالا حضور دارند ،تحت تاثیر قرار گرفته اند(Freyschmidt paul et al، 1997 Tobin et al  1999).

تحقیقات اخیر نشان داد که تمام موش های بالغ c3h/hej به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) حساس هستند . پیوند پوست از موش مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) خود به خودی به موش C3H/HEJ با رشد موی نرمال بعد از 8-10 هفته از پیوند شروع بیماری را نشان می دهد (McELWee et al )پیوند پوست از موش مبتلا AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به بافت سازگار سویه ی درون زاد C3H/OUJ و C3HeB/FEJ شروع AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با فنوتیپ و پاتولوژی مشابهرا ترویج می کند اما تنها در 40 درصد از دریافت کنندگان پیوند دیده شده است (McElwee et al 1998a) . در بررسی مدل موش به وضوح مشخص شده است که وجود ژن های حساس برای بروز بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) کافی نمی باشد و باید شرایط محیطی نیز فراهم باشد تا بیماری بیان شود از طرفی با بررسی جداگانه فنوتیپ و ژنوتیپ موش ها دیده شد که هر دو عامل در کنار هم برای بروز بیماری و تداوم آن لازم است (sundberg et al 1994) و مطالعات جفت گیری در موش ها ، حضور 13 تا جایگاه ژن کاندید موثر در بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را پیشنهاد کرده است به عبارتی از این فرضیه که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک بیماری پلی ژنتیک است حمایت می کند (2004 ،2003 sundberg et al )

اپیدمیولوژی انسانی

در افراد با سابقه ژنتیکی، یک شیوع بالاتری از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) وجود دارد . این امر نشان دهنده این مطلب است که ، حداقل برخی از مردم از لحاظ ژنتیکی مستعد پیشرفت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) هستند. شروع اولیه ی بیمای ممکن است بخاطر عواملی محیطی باشد اما مقاومت ضایعات AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به درمان ، به علت سماجت و بازگشت بیماری ، وسعت زیاد درگیری ضایعات AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) که ناشی از حضور و درگیری چندین ژن است ، می باشد. مطالعات متعدد نشان می دهد که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) دارای یک اساس ژنتیکی است (1995 COlombe et al  1992 Van der Steen et al ).

AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با الگوی ریزش موی مشابه در دوقولوهای همسان گزارش شده است (Cole and 1979 stankler 1968 Bonjean et al 1956 Weidman et al  1949 Hendren 1995 ALSALEH et al 1992 Scerrie and pace 1984Herzlinger ). همچنین خانواده هایی با چندین نسل از افراد مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) پیشنهاد می کنند که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می تواند به عنوان یک بیماری ژنتیکی شناخته شود(1985Valsecchi et al  1984 Hordinsky et al  1978 Goldstein and CHipizhenko 1942 Shelton and Hollander 1996b sharma et al  1996 sharma et al  1992a Van der steen et al ).

مطالعات اپیدمیولوژیک شواهد اساسی برای ژن های استعداد ابتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را فراهم می کند . مطالعات متعددی پیشنهاد می کند که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است در افراد با سابقه ی ژنتیکی مربوطه ، بیان بیشتری را نشان دهند. به طور معمول 10 تا 20 درصد از بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) حداقل یک عضو دیگر خانواده اسیب را نشان می دهد در مقابل خطر بیان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در جمعیت عمومی 7.1% پیشنهاد شده است (1995 SAFAVI ET AL ) این میزان ممکن است با واقعیت کمی تفاوت داشته باشد زیرا برخی از افراد حتی از ریزش موی خود ، آگاه نیستند زیرا ریزش در ناحیه ای است که آنها نمی توانند ببینند.

یک ارتباط قوی بین AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و تریزمی 21 (سندرم دوان)مشاهده شده است . در مطالعه Du Vivier و  Munro  از بین هر 1000 نفر بیمار و 1000 فرد سالم به عنوان کنترل 60 مورد تریزومی 21 همراه با AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) بود (Carter (1975Du Vivier and Munro  و 19 Jegasthoy مورد AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در 214 بیمار تریزومی 21 شناسایی کردند و این ارتباط آماری ، سایر مطالعات را بیشتر پشتیبانی می کرد(1976carter and jegasothy 1965 Wunderlin and braun falco) . جهش ژنتیکی برای سندرم اختلالات پلی اندوکرین خود ایمنی نوع 1 (AIRE ژن تنظیم کننده ایمنی ) نیز با شیوع 29-37% با AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) همراه است (1988Betterle et al ) این مطالعات بیان می کند که جایگاه ژن کاندید برای استعداد ابتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است در کروموزوم 21 انسانی باشد.

ارتباط بین AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با دیگر بیماری های اتوامین ، همچنین گزارش شده است . بین 7% تا 27% بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است بیماری های تیروئیدی (گواتر مایگزدما و تیروئید هاشیماتو) را نیز داشته باشند (1994 Puavilia et al 1992 Shellow et al  1987Milgram et al  1969 CUNLIFFE ET AL ) حضور همزمان بیماری ویتیلگو با AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) بین 4% تا 9% موارد گزارش شده است (1975 Main et al 1963 Muller and Winkelmann ) موارد کمی از ارتباط بین AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با سایر بیماری های خود ایمن مانند دیابت میاستنیک گراویس و … گزارش شده است اما معنی دار بودن آماری آنها هنوز نامشخص است(1998B McELWEE ET AL ).

ژن های HLA

ژن های آنتی ژن لکوسیت انسانی HLA  بر روی کروموزوم 6 انسانی قرار دارد که کد کننده ی پروتئین های کمپلکس سازگاری بافتی اصلی (MHC می باشد که اهمیت آن ها در ارائه ی آنتی ژن ها و شناخت آنتی ژن های خودی توسط سلول های ایمنی است . سه لوکوس ژنی آنتی ژن های MHC کلاس I شامل HLA-C HLA-B HLA-A می باشند . MHC کلاس II توسط ژن هایی در منطقه HLA-D کد شده اند به خوشه های ژن HLA-DQ HLA-DP HLA-DR مشتق می شوند(1997 Vogel and Motulsky).

آنتی ژن های mhc  کلاس I تقریبا در همه سلول های هسته بیان می شوند.

لنفوسیت های cd8 از طریق گیرنده های سلول T خود ، دارای ظرفیت برای تشخیص آنتی ژن های سلولی ارائه شده ی مرتبط با MHC کلاس I می باشند.

در مقابل ، آنتی ژن های MHC کلاس II به طور معمول در سلول های عرضه کننده ی آنتی ژن (APCS مانند ماکروفاژها و سلولهای لانگرهانس بیان می شوند، و بیان ممکن است در دیگر سلول های هسته در طول فرایند های التهابی همانند AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) القا شود (1987Brocker et al 1985Messenger and Bleehen) لنفوسید های cd4 ممکن است آنتی ژن های را به علاوه کمپلکس های mhc کلاس ii را در apcs تشخیص دهند.

تحقیقات ژنتیکی در سایر بیماری های خود ایمنی ، نشان داد که آلللهای کد کننده ی hla باعث جداسازی با فنوتیپ های بیماری خاص می شود. هرچند که با تجزیه و تحلیل هاپلوتیپ های HLA کلاس I سری های A،B و AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نتایج منتاقضی یافت شده است . برخی از مطالات ارتباطات آماری معنی داری گزارش گرده اند ،اما مطالعات دیگر هیچ ارتباط آماری معنی داری را در HLA کلاس I نشان نداد(1990Zlotogorski et al 1977Kuntz et al )ارتباط بین b40 HLA-A2 B18 AW33 AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) گزارش شده است (1984 Hordinsky et al  1985Valsecchi) همچنین بین b12 HLA-B18 در بیماران اسرائیل B13 B27 در بیماران روس نیز ارتباط مطرح شده است (Kianto et al1986 Averbakh and Pospelov 1981 Hacham Zadeh et al 1977).

مطالعات و تجزیه تحلیل ژنتیکی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در درجه اول در ژن های MHC HLA-D کلاس II کد کننده به عنوان مناطقی که بیشترین احتمال را برای ژن هایی که حساسیت شدت یا مقاومت در برابر بیماری ها را تنظیم می کند متمرکز شده است (1991 Duvic et al ) ارتباطات سازگاری بین هاپلوتیپ های کلاس ii و AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) از جمله 1985 Fridman dr4 Orecchia et 1986 Frentz et al1985Friedman ) dr5 (1999 de Andrade et al 1991 Duvice et al  1987 Orecchia et al  1986 Frentz et al 1986 and Pospelov dr7 (1987al) و آنتی ژن گسترده ی DQ3 مشاهده شده است (Colombe et al  1994 Welsh et al  1999 Colombe et al 1995).

بیشتر تحقیقات اخیر مشخص کرده که آلل dr11 1104*drb1 ) افزایش بیان قابل توجهی در بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را نشان داده است (1999colombe et al 1995 colombe et al ) و این امر نیز درمطالعات دیگر تایید شد (1995 Duvic et al  1994 Welsh et al  1991 Morling et al  آلل dr4 401 * drb1 ) به شدت با at یا زیر روه یونیورسالیس ارتباط قوی دارد (1999Colombe et al ) همچنین dq7 0301*dqb1 توسط سرولوژی تنها در ارتباط با at و AU بیان معنی داری را نشان می دهد (1999 Colombe et al 1995Duvic et al 1995 Colombe et al ) مطالعات دیگر بر دیگر آلل های 302*dqb1 dqb1 601*dqb1 و 0603*dqدر AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) دلالت می کند (1999de Andra et al ) نتایج اخیر حاکی از این است که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در انسان اساس ژنتیکی دارد ، اما همیشه در یک خانواده تجمع نمی یابد (1995 Colombe et al 1992 Van der Steen et al ).

همچنین مطرح شده است که محصولات ژن hla آنتی ژن های mhc برای ارائه آنتی ژن ناشناخته AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می تواند اهمیت داشته باشد بیان نابجای پروتئین های MHC درون فولیکول های موی بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مکررا یافت شده است (1987Brocker et al 1985 Messenger and Bleenhen) پس آلل های بسیاری وجود دارند که کد کننده ی سایر عوامل داخلی و بیرونی سیستم ایمنی بدن هستند و در توسعه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است حیاتی باشند.

ژن های غیر HLA

به احتمال زیاد منطقه ژن HLA فقط یکی از چند جایگاه ژنی درگیر در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) بوده است اما پژوهش محدودی در مناطق دیگر از ژنوم انجام شده است . یک بررسی ارتباط بین AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و آلل 2 از 5 آلل پلی مورفیسم ژن IL-1RN بر روی کروموزوم 2 انسانی کد کد کنندهی آنتاگونیست گیرنده IL-1 میباشد را نشان داده است (1994 Tarlow et al  ) آلل 2 تولید il-b1 را تحت تاثیر قرار می دهد . گالبریت و همکاران ژنوتیپ il-1b  را در بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با وسعت زیاد درگیری به عنوان یک مارکر قابل توجه بیان کردند شکل شدید بیماری ممکن است با افزایش تولید IL-1B مرتبط باشد (1999 Galbraith et al ).

همچنین ژن ها برای ژنوتیپ های زنجیره ای ایمونوگلوبولین سنگین (Gm) و سبک (Km) روی کروموزوم 14 انسانی در حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) دخیل می باشند با این پیشنهاد که ژنوتیپ های il-1b il-1b-12 و زنجیره سبک (km-1) ممکن است در افزایش حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تعامل داشته باشند ( Galbrainth and1984 Galbrainth et al 1999galbrain et al 1989 Pandey ). پلی مورفیسم ژن tnfa و یا ژن های مجاور در منطقه hla نیز ممکن است حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را تحت تاثیر قرار دهند (CORK) 1995 Galbraith and pandey  1996et al ) مشارکت همه ی این جایگاه های ژنی به عنوان حساسیت و یا شدت تغییر ژن ها با پاتوژنز خود ایمنی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) سازگار می باشد.

اخیرا تحقیقات ژنتیکی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به علت مطالعات ارتباط گسترده ژنوم پیشرفت کرده است هرچند که اطلاعات هنوز هم مقدماتی بوده اما حداقل در یک بررسی بین 804 فرد مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) غیر خویشاوند و 2229 فرد به عنوان کنترل پیوستگی بالقوه برای هفت جایگاه مجزا در ژنوم پیشنهاد شده (2010Petukhova et al ).

نتیجه گیری

پژوهش مدل جوندگان نشان داد که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک بیماری با واسطه سیستم ایمنی بوده و به شدت یک مکانیسم خود ایمنی طبیعی را مطرح می کند (1999c McElwee et al ) این احتمال وجود دارد که در درجه اول حساسیت a و شدت اصلاح ژن ها در سیستم ایمنی بدن درگیر بوده اند اما دیگر ژن های حساسیت ممکن است عملکرد فولیکول مو را کنترل کنند . با مشاهده ی مدل های انسانی و حیوانی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می تواند به عنوان یک بیماری پلی ژنتیک با طیف متغیر از شدت توصیف شود . در حالی که مطالعات تحقیقاتی گذشته در منطقه ی hla و شناسایی ژن های مارکر برای تفرق فنتیپ های AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) متمرکز شده بود نیاز واضحی برای مطالعات ارتباط گسترده ی ژنوم برای توصیف بیشتر حساسیت تغییر شدت و احتمالا جایگاه ژن مقاوم احساس می شود .آنالیز جمعیت انسانی ، احتمال قرار گرفتن جایگاه ژن های بالقوه برا بروی کروموزوم 2 ، 6 ، 14 ، 21 را نشان می دهد (Colombe et al 1975 DU Vivier and Mundo  1999Galbraith et al 1995 Duvic et al 1995).طبقه بندی دقیق نمونه های dna بر اساس تظاهرات فنوتیپی ریزش مو در افراد برای تعریف زیر مجموعه های AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مهم خواهد بود. این امکان وجود دارد که بتوان بین آلل های خاص با فنوتیپ های خاص AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)  مانند AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای ، AT AU ارتباطی را تعریف کرد.

بیماری زایی

شواهد آماری برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به عنوان یک بیماری خود ایمنی

تصویر پاتوژنز کاملی برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) هنوز مشخص نشده است با این حال تحقیقات اخیر پیشرفت های زیادی در درک ما از مکانیسم بیماری ایجاد کرده است . شواهد ضمنی متعددی در حمایت از این تصور که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) اسا یک بیمرای التهابی پیش رونده بوده و ممکن است طبیعت خودایمنی داشته باشد وجود دارد . در درجه اول به عنوان قانع کننده ترین شواهد مورفولوژیکی برای اثبات خود ایمنی بودن AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می تون حضورالتهاب اطراف و داخل فولیکول موی هدف در مرحله آناژن توسط لنفوسیت های T در مدل های انسانی و حیوانی را بیان کرد(Perret et al 1994 Sundberg et al  Zhang et al 1984 Ranki et al 1984).

علاوه بر ارتشاح لنفوسیتی افزایش حضور سلول های آنتی ژن مشخص مانند ماکروفاژها و به خصوص سلول های لانگرهانس در اطراف و گاهی داحل دیستروفیک فولیکول های مو دیده می شود (1994 Zhang et al 1984 Wiesner Menzel and Happle) . همچنین مارکرهای التهابی شامل تنظیم ICAM و بیان ELAM در اندوتلیوم رگ های خونی بطور نزدیکی با فولیکول های موی آسیب دیده ارتباط دارد (1991 Nickloff and Griffiths1994Zhang et al 1993McDonagh). تعییرات در سطوح سیتوکین به خصوص سایتوکاین های فعال شده مانند il-2 و ifn-y در طی التهاب AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با تغییر غلظت سایتوکاین پس از درمان های ضد تحریک موضعی موفقیت آمیز ، مورد اشاره قرار گرفته است (1994 Hpffmann) بیان mhc کلاس I و ii در ساختارهای اپیتلیال فولیکول مو (که به طور معمول مصنون از بیان mhc است) منجر به التهاب در آن و با AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مرتبط می باشد (1993 McDonagh 1987 Brocker et al).

به طور مشخص هاپلوتیپ های MHC کلاس II به نظر می رسد با تمایل فرد نسبت به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ارتباط دارد (1999 Colombe et al  1991 Duvic et al  اتو آنتی بادی های igG خاص فولیکول مو درخون محیطی افراد مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در مقایسه با افراد نرمال افزایش غلظت نشان داده است (AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) (1994B Tobin et al1994Tobin et al ممکن است به طیف وسیعی از درمان های سیتسم ایمنی پاسخ دهد (1999 Hoffmann and HAPPLE همه این موارد و دیگر شواهد ضمنی به فهم بیماری زایی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) کمک می نماید(McElwee et al  2002b McElwee et al  1999). با این حال توصیف مفصل و مطالعات عملکردی برای نشان دادن اهمیت این مشاهدات ضمنی و روشن شدن مکانیسم بیماری مورد نیاز می باشد. در درجه اول به دلیل محدودیت های احلاقی مطالعات کاربردی نمی توانند به راحتی در انسان انجام شود . در نتیجه مدل های حیوانی از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) انسانی مورد نیاز می باشد.

اهداف سیستم ایمنی بدن

به طور کلی اعتقاد بر این است که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک پاتوژنز خود ایمنی نماید (1996 McDonagh and Messenger1993pause) . در حالی که شواهد در حمایت از این ایده قانع کننده است . نیاز اولیه برای اثبات ماهیت خود ایمنی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شناسایی یک آنتی ژن خودی به عنوان هدف اولیه که می تواند شروع کننده ی مکانیسم بیماری و منجر به توسعه فنوتیپ شود ، هنوز به اثبات نرسیده است . بدون این شواهد AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تنها می تواند به عنوان یک بیماری خود ایمنی توصیف شود . جیل هار و همکاران با استفاده از یک مدل SCID انسانی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مدعی شدند آنتی ژن های مربوط به ملانوژنز تحریک کننده ی عوامل برای فعال شدن سلول های بیماری زا در گیر در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می باشند (2001 Gilher et al  ) . بطور مفصل جندین مورد انتخابی ادعای از دست دادن رنگدانه ی مو وبقای موهای سفدی در افراد مبتلا AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) وجود دارد (1997 Camacho1997Messenger and simpson 1993 Plinck et al ). با این حال مثال های گزارش نشده زیادی از افراد مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) که موهای دارای رنگدانه و غیر رنگدانه را از دست دادند وجود دارد و در یک مدل موش AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) موهای سفید می تواند با موفقیت توسط سلول های التهابی مورد هدف قرار گیرد (2001McElwee et al ).

در حالی که کاملا این امکان وجود دارد که آنتی ژن های مشتق شده ی ملانوسیت در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) درگیر شوند ، آنها به عوامل اولیه برای تسریع شروع بیماری نیازمند نمی باشد . در پایین دست رویداد فعال سازی بیماری این احتمال وجود دارد که این پدیده ی اپیتوپ در حال گسترش در نتیجه ی هدف قرار دادن اپیتوپ های آنتی ژنیک متعدد از منابع مختلف در فولیکول های مو باشد (1998 Chan et al ) از لحاظ منطقی انتظار می رودهدف اولیه برای التهاب فولیکولی بخش کلیدی در تولید الیاف مو باشد که منجر به قطع رشد شود . در حالی که سلول های پاپیلا پوستی فولیکولی ممکن است یک منبع کاندید آنتی ژن های اولیه ی هدف برای سلول های التهابی به احتمال زیاد منبع اولیه عامل تحریک کراتیوسیت های فولیکولی باشند(Nutbrown 1996et al ). شواهد زیادی در حمایت از این دیدگاه در مدل های اولیه ی انسانی و حیوانی وجود دارد که شامل شناسایی اتوآنتی بادیهای اختصاصی فولیکول مو (هدف اپیتوپ های کراتینوسیت مشتق شده است ) و نفوذ سلول های التهابی داخل فولیکولی می باشند، (2003b McElwee et al ) با این حال فراتر از این گمانه زنی ها، در مورد ماهیت اهداف آنتی ژنیک روی سلولهای التهابی متمرکز در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شناخت کمی وجود دارد . این احتمال وجود دارد که مشخصات مختلف بالینی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با الگوهای هدف اپی توپ آنتی ژنیک مختلف مرتبط باشد.

سیستم ایمنی هومورال در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)

اتو آنتی بادی های علیه آنتی ژن فولیکول مو در مدل های انسانی و حیوانی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک افزایش فراوانی قابل توجهی در مقایسه با جمعیت عمومی نشان می دهند . توبین و همکاران نشاند داده اند که در مدل های AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) موشی و رت تولی آنتی باذدی ها با هدف قرار دادن هتروژنتیکی ساختارهای فولیکول مو و هتروژنتیکی مشابه با هدف قرار دادن موفولوزیکی دیده شده است (1997 Tobin et al 1996 McElwee et al ) تریکوهیالین و کراتین های خاص به عنوان اهدافی برای برخی از آنتی بادی ها تعریف شده است (2003 Tobin et al ) از طرفی تنوع تولید اتوآنتی بادی هیچ سازگاری با ساختار هدف مشاهده شده در نمونه های سرم بیماران مختلف ندارند ، که نشان دهنده این است آنتی بادی های فاکتور غالب در توسعه ی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نمی باشند. همچنین شواهد دیگر با مطالعات ارزیابی یک جدول زمانی در مدل موشی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) این دیدگاه را حمایت می کند ، این شواهد نشان می دهد که هدف قرار گرفتن سلولی فولیکول مو قبل از بیش تنظیمی در ژن های مرتبط با تولید آنتی بادی رخ می دهد (2002 Carroll et al ) همچنین انتقال سرم از بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به پوست مدل SCID انسانی برای بازسازی فنوتیپ بیماری شکست خورده است (1992 Gilher et al ) با این حال این امر باعث ساقط شدن درجه ی اعتبار بررسی آنتی بادی نمی گردد . اتو آنتی بادی ها در سرم بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است سرنخ مهمی برای اهداف التهاب سلولی تلقی شود . همچنین اتو آنتی بادی ها ممکن است نقش ثانویه در

پاتوژنز بیماری ایفا کنند. یک مطالعه کوچک که شامل انتقال آنتی بادی های مشتق شده AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به موش های نرمال بود ، یک افزایش در مرحله تلوژن فولیکول های مو ایجاد نمود اگر چه هیچ رشد آشکار التهاب سلولی القا نشد و AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) سیتسمیک توسعه نیافت (TOBIN ET AL 1998). پس ممکن است یک نقش ثانویه برجسته در حالت بیماری مزمن ایفا نموده اما بعید به نظر می رسد آن ها واسطه های اولیه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) باشند.

سیستم ایمنی سلولی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)

در بسیاری از بیماری های خود ایمنی و مدل های حیوانی آن ها لنفوسیت ها به عنوان واسطه ی بمیاری اولیه شناخته شده اند . اغلب لنفوسیت های CD4 به عنوان زیر مجموعه ی سلولی بیمرای زای اولیه که توانیی انتقال بسیاری از بیماری های خود ایمنی را دارند شناخته شده اند اما زیر مجموعه های دیگر از جمله سلول های CD8 نیز به عنوان بخش مهمی در پاتوژنز بیماری شناسایی شده اند(2001 Huseby et al  1999Ablamunits et al ) عمدتا التهاب لنفوسیتی cd4  و cd8 فولیکول های مو نشان دهنده ی این است که این  سلول ها محرک های اولیه فنوتیپ بمیاری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می باشند . کاهش تعداد سلول های التهابی با درمان های سرکوب کننده سیستم ایمنی ، این دیدگاه را تقویت می کند ه این سلول های کلید مهار رشد مو در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را ایجاد می کنند (2001 Freyschmidt Paul et al ) در مدل های جوندگان یک مرحله بیشتر با حذف سلول های cd4 و cd8 توسط تزریق آنتی بادی های مونوکلونال ایجاد شده است  . تخلیه یا به عبارتی کاهش جمعیت لنفوسیتی اجازه رشد مجدد مو را داده اما با جایگزینی جمعیت سلول تخلیه شده مجدد فنوتیپ AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) اتفاق می دهد (Mcelwee et 2002Carroll et al 1999McElwee et al 1996).

اخیرا مطالعات انتقال زیر مجموعه های سلولی اهمیت لنفوسیت های cd4 و cd8 را در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) بیشتر مشخص کرده است  با پیوند پوست از انسان های مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به به موش های Scid در سلول های مشتق شده –پوستی القا مجدد ریزش مو التهابی در پوست پیوندی بیگانه دیده شد (1998 Gilher et al ) جدا از زیر مجموعه های سلولی cd4 و cd8 و انتقالشان به این مدل مطرح شده که هر نوع سلول به تنهایی قادر به القا مجدد ریزش مو نمی باشد اما در ساختار توسعه مدد ریزش مو نقش دارد (2002 Gilher et al ) در موش های c3h/hej تزریق زیر جلدی سلول های cd8 منجر به توسعه ی سریع ریزش موی موضعی در محل تزریق شده اما باعث گسترش بیشتر ریزش مو نشده است . در مقابل تزریق سلول های cd4/cd25 منجر به کاهش ریزش موی موضعی اما انتقال موفقیت آمیز بیماری بطور سیتسمیک با توسعه تکه های طاسی چند گانه شد (2005 McElwee et al )بنابراین جمعیت سلولی cd4/cd25 در مدل موش c3h/hej که ظرفیت برای انتقال سیستمیک فنوتیپ AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به میزبان ساده را حفظ می کند و به احتمال زیاد AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) از طریق گسترش فعالیت APC و سپس تحریک سلول های خود واکنشگر CD8 فولیکول مو توسعه می یابد . این فعالیت بیماری زایی جمعیت سلولی CD4/CD25 را به عنوان یک جز کلیدی از AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و یک هدف نخست برای توسعه ی استراتژی های درمانی تعریف کرده است اگر چه سلول های CD8 ظاهرا اثرات اولیه ی واقعی فنوتیپ ریزش مو بوده اما تا حد زیادی تحت کنترل سلولهای CD4 CD25 می باشد.

مکانیزم فعالیت سلولی در فولیکول مو

به نظر می رسد که سیستم ایمنی سلولی بدن ، پروموتور اصلی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می باشد یک سوال باقی می ماند اینکه چگونه ممکن است لکوسیت ها در فولیکول های مو باعث ریزش مو شوند؟ مطالعات تا کنون درگیر ترکیبی از مکانیسم ها بوده است . سمیت سلولی ممکن است ازطریق واکنش مولکول لیگاند Fas-Fas واسطه شود. اتصال مولکول Fas در سلول های هدف توسط Fasl در لنفوسیت های فعال بیان می شود که منجر به آپوپتوز سلول بیان شده ی fas می شود . این مکانیزم تخریب بافت MHC را محدود نمی کند و پتانسیل صدمه به سلول های سالم اطراف را به طور مستقیم توسط کلون های لنفوسیت بیماری زا مورد هدف قرار نمی دهد . همچنین اعتقاد بر این است که سیگنالینگ Fas-Fasl برای اشاعه حضور آنتی ژن بوده است (2000 Siegel  درمدل موش c3h/hej مبتلا به fas  به میزان قابل توجهی در لوفوسیت های ارتشاح پوستی متفاوت بیان می شوند و fas بصورت بالایی در کراتینوسیت فولیکول موی دستروفیک انسان و موش بیان میشود(2003  Freyschmidt paul et al)(2002 McElwee et al2000Bodemer et al ). موش های بافت سازگار دارای کمبود مولکول fas یا fasl هستند و نسبتا به القای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مقاوم می باشند این مقاومت به عنوان کمبود FAS و FASL در بخش موضعی پوست پیوند شده و به موش مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شناخته می شود که باعث شده نسبت به فعالیت ایمنی بدن مقاوم شده و در ادامه به رشد مو منجر می شود(2003Freyschmidt paul et al ) امکا فعالیت اتوکرین و پاراکرین fas و fasl در داخل  و بین سلول های کراتینوسیت فولیکول مو ممکن است فعالیت ارتشاح التهابی را اضافه کند و احتمالا توضیح دهد که چرا فولیکول های مو که دچار کمبود fasl بودند به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نسبتا مقاوم بودند.

پرفورین تولید شده توسط سلول های T سیتوتوکسیک یک میانجی قوی لیز کننده ی سلول می باشد(2002 Russell and Ley) اینکه تخریب سلولی با واسطه ی پرفورین در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) رخ می دهد یا خیر ناشناخته است اما حضور بسیار فعال سلول های CD8 درون فولیکلول های موی دیستروفیک و بیان بالای مولکول های MHC روی کراتینوسیت های فولیکلول مو بطور مفصل مطرح کرده است که محدود شدن MHC میانجه گری پرفورین و آسیب بافتی می تواند رخ دهد . گرانزیم ها ممکن است با دسترسی به سلول های هدف از طریق پرفورین یا القای آپوپتوز مستقل از پرفورین از طریق باند شدن با گیرنده های سطح سلول با بیان بالایی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) انسانی شناسایی شوند (Motyka et al 2002 Carrpll et al 2000Bodemer et al 2000). بیان سنتز اکسید نیتریک القایی در طول توسعه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) موش مشخص شده است که ممکن است نقش نیتریک اکساید در پاتوژنز بیماری را نشان دهد (McElwee personal observations).

لنفوسیت ها نیاز به تماس نزدیک با کراتینوسیت های فولیکول مو برای اعمال اثر ندارند . سایتوکاین ها مانند TNFa ممکن است تاثیر منفی بر بقای کراتینوسیت های فولیکول مو در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) داشته باشند(IFNy)(2003Janssen et al ) ممکن است باعث مهار تکثیر سلولی و اشاعه بیان کراتینوسیت مولکول های mhc شوند که این امر به دیگر مکانیسم های التهابی کمک خواهد کرد(2004 Schroder et al) سایر سایتوکاین ها ممکن است تنظیم منفی در تکثیر سلولی کراتینوسیت و تشویق به کم شدن چرخه ی  رشد فولیکول های مو داشته باشند و آن ها را وارد به حالت استراحت یا همان مرحله تلوژن نماید(2001Randall) به طور کلی سایتوکاین ها ممکن است به میزان قابتل توجهی اختلال فولیکول مو را تعدیل نمایند.

عوامل تعدیل کننده بیماری

در حالی که مکانیسم اساسی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شامل یکسری عوامل درون خود بیماری است اما به احتمال زیاد عوامل بیرونی در بیماری موثر می باشند تا کنون اثرات مختلف ژن کاندید در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مدل انسانی و جوندگان شناسایی شده است (شرح در جاهای دیگر ). علاوه بر این عوامل محیطی نیزاحتمالا در تعیین حساسیت فرد به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) درگیر می باشد. عوامل موثر ممکن است هم حساسیت و شدت اصلاح کننده های AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را شامل شده و در دو روش عمل نماید:

  • ممکن است حساسیت عمومی یک فرد به یک رویداد فعال سازی بیماری را تغییر دهند.
  • ممکن است در تعیین پیش آگهی برای ریزش مو از نظر وسعت الگوی ریزش مو مدت زمان و یا مزمن شدن بیماری و یا مقاومت به درمان زمان شروع ریزش مو مجدد درگیر باشند.

در سال 2006 با استفاده از مدل موشی IFNY C3H/HEJ به عنوان یک بازیگر کلیدی در سرعت شروع ریزش مو مشخص شد (2006 Freyschmidt paul et al ) تزریق ifny به موش هایی که بطور ژنتیکی به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) حساس می باشند در زمانی که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) آغاز شده است منجر به توسعه ی و افزایش ضایعات می گردد اما موش های حذفی تراریخته به طور ژنتیکی کمبود در IFNY داشته و قادر به توسعه ی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نمی باشند . در حالت واقعی بیان IFNY در پاسخ به انواع تحریک کننده ها ، به ویژه عوامل عفونی افزایش می یابد(2004 Schroder et al) به طور کلی پذیرفته شده که یک عامل عفونی ممکن است باعث شروع بیماری خود ایمنی از طریق تقلید اپی توپ های آنتی ژنیک شود . اگر یک عامل عفونی آنتی ژن هایی که شبیه به آنتی ژن های خودی (به طور مثال آنتی ژن های طبیعی در فولیکول های مو ) را بیان کند سپس قرار گرفتن در معرض پاتوژن ممکن است باعث یک واکنش متقاطع به آنتی ژن های واقع در فولیکول مو شود. با این حال این آگاهی که ifny در توسعه بیماری نقش دارد اشاره دارد که نیاز به وجود یک رابطه ی خاص بین پاتوژن آنتی ژن های بیان شده و آنتی ژن های فولیکول مو نمی باشد. در عوض پاسخ کلی (بار ویروسی ) می تواند نقش کلیدی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) برای برخی ها بازی کند (2001 Kissler et al  1993 Stewart and Smollar) قابل تصور است پس از آن که یک فرد دارای حساسیت ژنتیکی به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است به دنبال قرار گرفتن در معرض  عوامل عفونی یا قرار گرفتن در ممعرض هر عامل دیگری که باعث افزایش IFNY می شود شروع ریزش مو را تجربه نماید . درمعرض قرار گرفتن مزمن و یا در معرض تجمع چندین پاتوژن بودن ممکن است سطح حساسیت ابتلا به شروع بیماری را افزایش دهد.

افزایش سطوح IFNY به تنهایی بعید است باعث القا شروع AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در هر فردی شود . اگر این درست باشد AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می توانست با فرکانس بسیار بالاتری درون جمعیت نسبت به موارد دیگر بیان شود. این احتمال وجود دارد که عوامل ژنتیکی و محیطی مختلف باید به درستی برای شروع بیماری دخالت کنند . پژوهش در مدل جوندگان نشان داده است که هورمون ها می توانند میزان حساسیت به القای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را تحت تاثیر قرار دهند. موش هایی که اوراکتومی شده اند نسبتا نرخ کاهشی از گسترش AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را در مقایسه با موش هایی با استرادیول تغذیه شده اند را دارند . در مقابل موش هایی که با تستوسترون تغذیه شده اند کاملا در مقابل گسترش AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نسبت به موش هایی که گنادکتومی شده اند مقاومت نشان داده بودند (2001B McElwee et al ) تاثیر هورمونی در انسان نیز توسط گزارشات قدیمی که ادعا شده بود رشد مجدد مو به طور موقت در زنان مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)  در اواخر مرحله بارداری یا بهبود بیماری با شروع یائسگی دیده شده است (1950 Walker 1925 Franckel1913Sabouraud). در یک مدل تحقیقاتی نیز نشان داده است  افزایش درصد روغن سویا در رژیم غذایی می تواند حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را کاهش دهد (2003 McElwee et al ) در حالی که این ارزش کاربردی کمی دردرک AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) انسانی داشته اما نشان دهنده تاثیر بالقوه عوامل محیطی در حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می باشد.

برای محافظت در برابر فعالیت سیستم ایمنی نامناسب و آرام کرن سلول های ایمنی فعال شده بعد از یک چالش بیمرای زا ظاهر شده مکانیزم های تنظیم کننده ی ایمنی مورد استفاده قرار می گیرد. احتمالا سلول های CD4 /CD25 به عنوان یکی از چندین زیر مجموعه ی سلول های تنظیمی لنفوسیتی شناسایی شده اند که می توانند فعالیت سلول های بیماری زا را مهار کنند.

سلول های CD25/CD4 برای حفظ هموستاز ضروری بوده و قادر به سرکوب القای بیماری خود ایمنی سرکوب سلول های CD25/CD4 و همچنین می توانند عملکرد موثر سلول های خود ایمنی CD8 را مهار نمایند(Annacker et al  1999Gao et al 1998Suri payer et al ) در حال حاضر در مورد مکانیزم های تنظیمی ایمنی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) انسانی شناخت کمی وجود دارد . مطالعات در مدل موشی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ناشی از پیوند پوست نشان داد که سطوح سلولی CD25/CD4 کاهش قابل توجهی در فعال شدن AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و قبل از شروع آشکار ریزش مو نشان می دهد (2002 Zoller et al ) در مقابل موش های پیوندی ساختگی قادر به حفظ تعداد سلول های cd25/cd4 و بهبود سریع تعداد سلول های التهابی نرمال پس از آسیب می باشند. این مهار فعال ظهاری سلول های تنظیمی در موش های با چالش AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ممکن است یک عامل کلیدی در حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) باشد. اگر سلول های CD25/CD4 و یا سلول های CD8 از موش های مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) به موش های غیر مبتلا منتقل شود می تواند باعث برخی از اشکال AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) گردد اما اگر سلول های CD25/CD4 به مخلوط اضافه شود ، شروع بیماری تا حدی مهار می گردد (2005 McElwee et al ) این امر همیت بالقوه شکست سلولهای تنظیمی را در توسعه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نشان می دهد. هرچند که سلول های تنظیمی نسبتا شکست خوردند و مهار شروع AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ناشناخته است اما این امکان وجود دارد که با بررسی بیشتر سلول های CD25/CD4 و دیگر سلول های تنظیمی بینش قابل توجهی به حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و چگونگی پیشرفت آن بدست آید.

به احتمال زیاد عوامل دیگر که تعدیل کننده AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می باشد وجود دارند . استرس به عنوان یک محرک بالقوه بیمرای های خود ایمنی احتمالا از طریق مدولاسیون گلوکوکورتیکوئید در بیان سیتوکین التهابی مطرح شده است (2002 Elenkov and Chorousos) با وجود شواهد ضمنی استرس نیز به عنوان یک اثر بالقوه در توسعه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) فرض شده است (Mehlman and 2002 Kavak1997Liakopoulou1991Colon et al 1968Giresemer). مطالعات اخیر با مدل موشی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) نشان داد که شروع AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با تعییرات قابل توجهی در هیپولاتاموس هیپوفیز آدرنال HPA و فعالیت مرکزی و محیطی در پوست و گره های لنفاوی مرتبط می باشد. در معرض استرس قرار گرفتن موش های مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تغییرات فعالیت بیشتری را در HPA آن ها تشدید نموده و موش ها یک نقص در عادت کردن به استرس تکراری در خود دارند (2009McElwee et al ).

ظاهر فرکانس و شدت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در مقایسه با جمعیت عمومی  با فرکانس بیشتر آلرژی مرتبط می باشد (DE 1968Penders 1965Ikeda1963 Muller and Winkelmann1996Weise 1989 WAA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)rd van der spek) خواه یک رابطه مستقیم که به موجب آن یک پاسخ آلرژیک قادربه افزایش حساسیت سیستم ایمنی بدن باشد و بی ثباتی آن شود به طوری که حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را افزایش دهد و یا اینکه فرکانس افزایش آلرژی در بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) صرفا بازتابی از باقی مانده ی حساسیت سیستم ایمنی شناسایی شده ی ژنتیکی خواهد بود وجود دارد.

دیگر پروموترهای سیتستم ایمنی بدن در بیماری های خود ایمنی ممکن است شامل داروها و سموم باشد(1999Elkayam et al  1994 Bigazzi 2002 Holsapple). در اصل یک یا بیشتر این عوامل ممکن است سیستم ایمنی بدن را در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را تنظیم نماید ، اما در عمل در مورد اثرات محرک های محیطی در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)  در مدل های جوندگان یا انسانی شناخت کمتری وجود دارد.

با گذشت زمان عواملی که ممکن است AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را تحت تاثیر قرار دهند تغییر می کند بنابراین میزان حساسیت به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در نوسان خواهد بود . در حالی که یک فرد ممکن است یک استعداد ژنیتیکی به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) داشته باشدکه به عنوان یک پایه غیر معقول در نظر گرفته شده باشد ، عوامل دیگری نیز ممکن است به طور کلی حساسیت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) افزایش و یا کاهش دهند. تنها اگر فردی چندین سیگنال که باعث افزایش حساسیت ابتلا به بیماری که باعث افزایش بیان بالاتر از سطح آستانه می شود را دریافت کند ، توسعه AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) خواهد دید. این امر تا حدی کمک به درک اینکه چرا فنوتیپ مشخص AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) بسیار متنوع است می نماید . افراد مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مزمن گسترده در مقابل کسانی با AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) جدا شده ی تکه ای دارند ممکن است یک حساسیت ژنتیکی  غالب به بیماری و تغییر نسبتا جزئی محیطی از این حساسیت ژنتیکی داشته باشد. در دیگران آنهایی که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) کاهنده و پیشرونده دارند یا آنهایی با بخش های متعدد بیان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و همچنین بهبود نسبی بیماری را نشان می دهند ممکن است تا حد زیادی بیشتر بوسیله ی عوامل محیطی تحت تاثیر قرار گیرند و میزان تاثیراتشان در طول زمان تغییر کند.

شروع اولیه بیماری

ما هنوز رویداد تسریع فنوتیپ بیماری نمی دانیم اما یک فرضیه این است که AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در افراد مستعد به دلیل شکست در ایمینوپروتئین فولیکول مو توسعه می یابد . مرحله آناژن فولیکول های مو به عنوان محل های مصون ایمنی در نظر گرفته می شود (1999Paus et al 1991 Westgate et al ) اما به احتمال زیاد ایمینوپروتئین فولیکول فقط به دلیل ماهیت چرخه ی فولیکول مو گذرا خواهد بود . تحقیقات نشان می دهد شروع مرحله ی کاتاژن با یک ارتشاح سلول های ایمنی سلول های بیان شده آنتی ژن کاندید مرتبط می باشد (1996 Parakkal 1998 Eichmuller et al 1996pause 1991 Westgate ). رگرسیون فولیکول مو در کاتاژن شامل سطح بالای آپوتوز و بازسازی قابل توجه پروتئین گذاری بخش پایینی فولیکول مو می باشد (1997 Lindner et al 1981 Weedon and Strutton ). ممکن است پس از آن که سیستم ایمنی بدن به طور مداوم در معرض سطوح پایین آنتی ژن های مشتق شده ی فولیکول مو به عنوان چرخه فولیکلول های مو از طریق کاتاژن قرار گیرد ، به سلول های دندریتیک توانایی ارائه ی آنتی ژن مشتق شده ی آپوپتوزی را دهد . بیماری خود ایمنی به عنوان یک رویداد همه یا هیچ در نظر گرفته نشده است . در عوض درجات خود فعال شدگی و یک سطح آستانه ی بالا وجود دارد که بیماری خود ایمنی را القا می کند (McElwee 2001Ludewing et al 2001 et al ) بازتابی از این امر ممکن است به علت سطح پایین آنتی بادی های اختصاصی فولیکول مو باشد که در برخی از انسان و جوندگان در غیاب AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) پیدا شده است (1997 Tobin et al 1994 Tobin et al 1994 Tobin et al ) اگر یک فرد مستعد ژنتیکی در محیطی قرار بگیرد که شرایط لازم در آن فراهم باشد ، ممکن است بیماری AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را بروز دهد .

خلاصه

به طور کلی ما هنوز هم نمی توانیم با اعتماد به نفس کامل ادعا کنیم AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک بیماری خود ایمنی می باشد اما همه شواهد تا کنون حمایت قانع کننده ای برای پذیرفتن این امر فراهم کرده است . این شواهد بصورت غیر مستقیم با مشاهده وضعیت انسان های مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) و یا بدست آوردن شواهد عملکردی انواع مدل های حیوانی تکمیل شده است به احتمال زیاد در آینده ای نزدیک مدل های حیوانی و غربالگری ژنوم انسان جایگاه درگیر در حساسیت و مقاومت AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) را معرفی می کند . با تحقیقات بیشتر بر روی ژنهای خاص برای شروع بیماری ، ممکن است ، اطلاعات زیادی در پاتوژنز بیماری بدست آید.

درمان

روش های مختلفی برای درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) شرح داده شده است اما برای بسیاری از آن ها تنها گزارشات روایتی هستند و ادعای موفقیت درمان ممکن است به بهبودی خود به خودی نسبت داده شود . بدلیل نرخ بالای رشد مجدد خود به خودی مو در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تنها درمانی هایی مبتنی بر شواهد دقیق باشند می تواند به عنوان درمان در نظر گرفته شود. شواهدی دقیق درمانی از طریق بررسی همزمان افراد با نمونه های کنترل بدست می آید با این روش می توان درصد تاثیر درمان های خود به خوئدی را حذف نمود . یک روش متداول این است که نیمی از سر با دارو تیمار شود نیمه ی دیگر به عنوان شاهد در نظر گرفته شده و هیچ درمانی بر روی آن انجام نشود به این صورت با بررسی رشد مجدد مو می توان تاثیر آن داروی موضعی را بررسی کرد و درمان خود به خودی را حذف نمود و پی برد که آیا این روش درمانی تاثیر دارد یا خیر . علاوه بر این مطالعات ارزیابی یک درمان برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) ترجیحا باید شامل بیماران مبتلا به AU AT AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای گسترده (حداقل 25% پوست سر دارای ریزش مو باشد) و تداوم بیماری طولانی تر از 3 ماه باشد ، زیرا بیماران یک پیش آگهی بدتر از بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای محدود شده را دارا می باشند و همچنین این بیماران بیشتر نیاز به یک روش درمانی موثر تر دارند. هر درمانی باید برای طولانی مدت مناسب باشد زیرا AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یک بیماری است که می تواند برای سال های سال و یا حتی تمام عمر ادامه یابد . از این رو تمام روش های درمانی نشان داده عوارض جانبی بشدت نامناسبی برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)  در دراز مدت دارند.

درمان سرکوب کننده سیستم ایمنی

کورتیکواستروئید ها

کورتیکواستروئید های موضعی بصورت تزریق داخل ضایعه و سیستمیک برای درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) استفاده می شوند و درصد موفقیت متفاوت و اثرات جانبی دارد.

کورتیکواستروئیدهای موضعی

کرم های کورتیکواستروئیدی پماد یا لوسیون غالبا برای درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) استفاده می شود با این حال تنها دو مطالعه ی کنترل شده ی داروئی انجام معیار های پزشکی مبتنی بر شواهد پاسخ به درمان را گزارش نموده است هر دو از کلوبتازول 0.05% استفاده نمودند(2006 Tosti et al 2003Tosti et al ) در 9 درصد از بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای درمان با فوم کلوبتازول 0.05% در بیش از 75% بیماران رشد مجدد مو مشاهده شد و 20% از بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای در بیش از 50 % رشد مجدد مو را تجربه نمودند (2006 Tosti et al ) با این حال بیماران مبتلا به at یا au به درمان با فوم کلوبتازول پاسخ نداند . یک درمان موثر تر برای بیماران مبتلا به AT یا AU استفاده از پماد پروپیونات کلوتازول 0.05% تحت عنوان بلوک کننده می باشد . تستی یک درمان موفقیت آمیز با میزان 17/8%  در بیماران مبتلا به AT و AU زمانی که پماد پروپیونات کلوبتازول 0.05% به مدت 6 شب در هفته در طی 6 ماه استفاده کردند گزارش کرد(2006Tosti et al ). بنابراین کوتیکواستروئید های موضعی تنها وقتی می تواند توصیه شودند که پروپینونات کلوبتازول 0.05 استفاده می شود و فقط در یک زیر گروه از بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با شدت زیاد موثر خواهد بد و یا زمانی که برنامه ی درمانی در بیماران مبتلا به AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای وقتی قبلا فوم کلوبتازول استفاده کردند و درمان موفقیت آمیز نبوده است توصیه می شود.

کورتیکواستروئید ها داخل ضایعات

تزریقات داخل ضایعات سوسپانسیون کریستالی کوتیکواستروئید در درجه اول ترایمسینولون استوناید برای درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) برای بیش از 40 سال استفاده شده است(Kalkoff and 1958Macher) مطالعات متعددی رشد مجدد مو در محل تزریق در اکثر موارد گزارش کرده اند (porter and1960Orentriech et al1958Kalkoff and Macher 1977Frentz1973 Abell and Munro 1971Fulop and vajda 1971 Burton). در بسیاری از این مطالعات سعی بخ حذف رشد خود به خودی مجدد مو با مقایسه محل های تزریق پوست سر با مناطق غیر تزریقی به خصوص در کچلی کامل شده است با این حال در عمل درمان تمام پوست سر توسط تزریق داخل ضایعه از کوتیکو استروئید ها غیر ممکن بوده است بنابراین این درمان فقط در AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای با مناطق طاسی قدیمی اثر نشان داده است گاهی اوقات غیر دردناک بودن روش تزریقی آتروفی دائمی پوست نیز می تواند پس از تزریق رخ دهد . در مجموع تزریق کورتیکواستروئیدها داخل ضایعات یک روش درمانی مناسب در ضایعات کوچک قدیمی AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای بوده است اما دارای عوارض جانبی چشمگیری می باشد.

کورتیکواسترویید های سیتسمیک

از سال 1975 چندین نویسنده تجویز پالس های کوتیکواستروئید ها در دوز واحد به صورت ماهیانه یکبار به منظور کاهش عوارض جانبی کوتیکواستروئیدها تا سطح قابل قبول انجام داده شده را ذکر کردند . عوارض جانبی عمده در تجویز پالس کوتیکواستروئیدها به بیماران AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مشاهده نشده است ، اما عوارض جانبی رخ داده شامل استریا تهوع گرگرفتگی سردرد،پلی منوریا خستگی تپش قلب تنگی نفس و سرگیجه بودند . روش پالس تراپی بین مطالاعات انجام شده متفاوت بود برخی از محققین کوتیکواستروئیدها را به صورت داحل وریدی با استفاده از 500 میلی گرم متیل پردنیزولون وریدی برای 3 روز یا 8 میلی گرم متیل پردنیزولون / کیلوگرم وزن بدن در 3 روز متوالی در فواصل 4 هفته  به مدت حداقل 3 دوره بکاربردند.

گروه های دیگر کوتیکواستروئیدها را به صورت خوراکی با دوز متوسط 5 میلی گرم پردنیزوون / کیلوگرم وزن بدن یک بار به صورت ماهیانه برای 3-9 ماه یا 80 میلی گرم پرپدونین برای 3 روز متوالی و هر ماه 3 یک بار بکار بردند(Seiter et 2008 Luggen and Hunziker 2006 Kurosawa et al 2003 2001 reviewed in Freyschmidt paul et al2001 al). بعضی از نویسندگان رشد مجدد قابل قبول مو در بیماران تحت درمان با تعیین پالس کوتیکواستروئید ها را به صورت مصنوعی مشاهده نمودند اما مطالعاتشان کنترل نمی شد و اکثر بیماران به درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) منطقه ای پاسخ داده بودند که معمولا نشان دهنده میزان بالایی از بهبودی خود به خودی بود . از این رو مشاهده رشد مجدد مو پس از درمان نیز ممکن است به علت بهبودی خود به خودی باشد. علاوه بر این مطالعات دیگر یک شکست درمانی بعد از  در مان پالس کوتیکواستروئید به ویژه در بیماران مبتلا به AT و AU گزارش نمودند(reviewed 2001 sieter et al 2008 Luggen and Hunziker 2008 Kalin and Hunziker20032001 in Freyschmidt paul et al ). بنابراین مطالعات کنترل شده نیازمند اثبات ارزش اثر بخشی این درمان در دراز مدت می باشند به طور خاص اثر بخشی درایجاد اختلال در فازهای حاد ریزش سریع مو بوسیله تعیین پالس کوتیکواستروییدهای خوراکی باید بررسی شود.

فوتوشیمیدرمانی (puva)

مطالعات زیادی در مورد در مان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با PUVA با استفاده از کاربرد خوراکی 8 متوکسی پسورالن (Mop-8) با تابش اشعه ماورای بنفش (UVA) از پوست سر و یا کل بدن، یا کاربرد موضعی 8MOP و UVA در پوست سر از جمله یک مطالعه با کاربرد موضعی پسورالن از طریق PUVA-turban انجام شده است(Claudy and1983 Larko and Swanbeck Behrens-Williams et 1995 Taylor and Hawk 1993 Healy and Rogers1985 Mitchell and Douglass 1984 Lassus et al  1983 Gagnaire 2001 ). برخی از تحقیقات به نظر می رسید نتایج خوبی را نشان می دهد (Taylor 1993 Healy and rogers1984 Lassus et al  1983 Claudy and Gagnaire 2003 Whitmont and Cooper 2001 Behrens Williams 1995 and Hawk)اما بررسی نمونه ای کنترل در هیچیک از مطالعات وجود ندارد . علاوه بر این شمار بالایی از عود AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) در بسیاری از مطالعات (بین 30% و 50% از درمان موفقیت آمیز پس از شروع رشد مجدد مو وجود دارد که به شدت باعث کاهش اثر بخشی درمان PUVA برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) می شود (1984Lassuse et al 1983 Claudy and Gagnaire 1995 Taylor and Hawk 1993 Healy and Rogers ) این تعداد بالا از عود به احتمال زیاد به دلیل این واقعیت است که رشد مجدد مو مانع رسیدن نور uva به پوست می شود پیشرفت تکنولوژی امکان ساخت یک شانه ساطع نور uva فراهم کرده است اما تا کنون هیچ نتیجه ای از اثر بخشی این شانه گزارش نشده است . متاسفانه هر چند که یک رشد مستمر مجدد مو پس از شروع پاسخ به فوتوشیمی درمانی برای چندین سال در اغلب مواردAA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) حفظ می شود اما افزایش خطر ابتلا به سرطان پوست پس از درمان طولانی مدت با puav را ایجاد می کند.

لیزر 308 نانومتر –اگزایمر

با استفاده از خواص سرکوب کننده ی سیستم ایمنی از لیزر 308 نانومتر اگزایمر چهار مطالعه ی کنترل شده در بیماران انجام شده است که یک مورد درمان موفقیت آمیز AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تکه ای در کودکان و بزرگساالان را نشان داد . درمان برای حدود 3 ماه در 24-47 جلسه با استفاده از دوز 7-2/6 انجام شد که در دوز تجمعی مختلفی بین 9/3 و 6/52 نتیجه داد. با این حال ، لیزر 308 نانومتر اگزایمر قادر به درمان totalis AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) یاAA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است)  universalis در این مطالعات نمی باشد (2004 Gundigan et al  2004 Zakaria et al  2009 2007 Mutiri) در یک دوره 6 ماه بعد از درمان حدود 50% از بیماران که عود ریزش مو را نشان دادند با موفقیت درمان شدند بنابراین لیزر 308 نانومتر اگزایمر ممکن است یک گزینه درمانی برای AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) تکه تکه بوده اما مطالعات بیشتر برای ارزیابی ایمنی و نتایج طولانی مدت این روش درمانی مورد نیازمی باشد.

درمان های تنظیمی سیستم ایمنی

دیفنیل سیکلوپروپنون و دی بویتل استر اسید اسکوآریک

AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) با حساس کننده ی تماس برای بیش از 25 سال تحت درمان قرار گرفته است . دی نیتروکلروبنزن اولین حساس کننده که برای درمان AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) مورد استفاده قرار گرفت. می باشد(1977 Happle and Echternacht). اما به دلیل اینکه در آزمون Ames به عنوان جهش زا مشخص شده است دیگر نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد (1997Happle 1985 امروزه دیفنیلسیکولپروپنون (DCP) و یا دی بوتیل استراسیداسکوآریک(SADBE)که در آزمون Ames جهش زا نمی باشند به طور گسترده در ایالات اروپا و در کانادا استفاده می شود.

پروتکل درمان

درمان با حساس کننده های تماسی ، توسط حساس کردن بیمار با محلول 2% dcp در یک منطقه کوچک از پوست سر صورت می گیرد . دو هفته بعد ، درمان با استفاده از محلول 0.001% dcp آغاز می شود  پس از یک برنامه هفتگی افزایش غلظت dcp ادامه داده می شود تا یک واکنش اگزما خفیف به دست آید . در این روش ، یک غلظت مناسب dcp برای برانگیختن در هر بیمار تعیین شده است. این غلظت باید یک بار در هفته برای القای واکنش اگزمای خفیف که توسط خارش و قرمزی مشخص شده و بدون تاول و یا تراوش اعمال شود . SADBE در آن دسته از بیمارانی که نسبت به DCP تحمل نشان دادند و دچار اگزما نشدند استفاده می گردد  که به همان شیوه اعمال می شود و میزان مشابه ای از پاسخ را نشان می دهد.

رشد مجدد موی اولیه معمولا پس از 8-12 هفته قابل مشاهده می باشد. درمان یک بار در هفته ادامه یافته تا زمانی که رشد مجدد کامل مو به دست آید. سپس فواصل درمان کاهش می یابد و در نهایت درمان ممکن است قطع شود. با این حال اگر عود پس از قطع درمان رخ دهد درمان می تواند بلافاصله دوباره برای توقف پیشرفت بیشتر AA( مانند بیماری پسوریازیس یک بیماری خود ایمنی است) آغاز و القا رشد مو را تمدید نماید.

در ابتدای درمان باید همیشه در نیمی از پوست سر بکار رود و طرف دیگر سر برای حذف رشد مجدد مو خود به خودی که نشان دهنده ی تصادفی بودن شروع درمان است بدون درمان رها شود. رشد مو در هر دو طرف ادامه یافته اما سمتی که تحت درمان بوده رشد بهتری را نشان داده است.

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *