ایمونوفلوئورسانس مستقیم

ایمونوفلوئورسانس مستقیم

یافته های ویژه در آزمایشات ایمونوهیستوشیمیایی مستقیم نقایص پوستی ، اکثرا رسوبات ایمنی دانه دانه IgG و IgM و فاکتور کمپلمان C3 در یک خط پیوسته در طول تقاطع پوست اپیدرم می باشند(اصطلاحا تست 1999Cardinial et al1995George rt al ) (lesional lupus band ) . اینها تنها در نقایص بیش از چهار تا شش هفته یافت خواهند شد و این یک جنبه ای است که علیه ارتباط بیماری زایی شان و درگیری فوری مکانیزم های کمپلکس ایمنی بحث می کند. بنابراین شیوع مثبت بودن تست های lupus band در بیوپسی قسمت های بالایی بدن بالاتر است ، هنچنانکه در بیوپسی های صورت نسبت به تنه محتمل تر است . اگر چه ، نه غیاب شان CCLE را مستثنی می کند و نه حضورشان برای LE اختصاصی است . اینها ممکن است در پوست های آسیب دیده از آفتاب ، روزانه سه و polymorphic light eruptionاغلب تنها با رسوب IgM یافت شوند. اهمیت رسوب های ایمنی در پوست های non-lesional (تست non lesional lupus band ) بیشتر بحث شده است (2008Sticherling et al 1999Cardinaili et al ،1995George et al ) و به نظر می رسد زمانی که IgGو دو زیر گروه ایمونوگلوبین اضافی (IgA،IgM) تشخیص داده می شوند برای SLE اختصاصی می باشند. بیوپسی های پوستی برای پوست های non-lesional ممکن است از قسمت داخلی بازوی بالایی (محافظت شده از آفتاب ) و قسمت ماهیچه ای ساعت (در معرض آفتاب ) گرفته شوند . در CCLE با هیچ تظاهر خارج پوستی ، دو بیوپسی اخیر باید منفی باشند ، یافته های تست lupus band باید با دقت همراه آزمایشات سرولوژیکی دیگر تفسیر شوند، آزمایشات تشخیصی ضد DNA که اکنون در دسترس هستند با حساسیت و اختصاصیت بالا ممکن است جایگزین تست LUPUS BAND کلاسیک در هر سه مکان برای همه پوست های lesional شوند. ذرات شبه گرد و غبار اپیدرمی در یک الگوی ویژه خالدار عموما با scle مرتبط هستند و آنتی بادی های ضد SS A  به ندرت در DLE تشخیص داده می شوند . آنها اگر وجود داشته باشند ممکن است بیماری شدید تری را به پیشرفت سمت تظاهرات سیستمیک نشان دهند (2003 Costner et al ) ودر بیمارانی با تیرهای بالای آنتی بادی های ضد هسته ای به ویژه آنتی بادی ضد rnp U1 (که عموما با بیماری بافت های پیوندی مرتبط است ) وجود هسته اپیدرمی می تواند به وسیله میکروسکوپ ایمونوفلئورسانس مستقیم یافت شود. احتمالا این عارضه از متصل شدن in vitro آنتی بادی هایی با تیتر های بالا یا تمایل بالا ناشی می شود. هنچنین ممکن است نفوذ In-vivo آنتی بادی های خودی یافت شود . اگر چه اهمیت شان برای تظاهر بیماری و همچنین روش های تشخیص باید روشن شود(1997Golan et al ) . با استفاده از آنتی بادی های مونوکلونال ویژه ، کمپلکس حمله کننده به غشاء (c5b-9) ، می تواند در اپیدرم زیر مجموعه های متفاوت ccle اثبات شود و ممکن است اجازه دسته بندی بعدی را بدهد(1996Margro et al ) گاهی ممکن است رسوب های دانه دانه igG وc3 مربوط به lupus profundus و همچنین sle در دیواره های رگ های پوستی یافت شوند و نشاندهنده التهاب  رگ های کمپلکس ایمنی باشند.

تست های سرولوژیکی

تست های سرولوژیکی برای تایید ccle ضروری هستند . به ندرت تیتر های بالای آنتی بادی ضد هسته ای و اختصاصیت مشخص بدون تظاهرات سیستمیک یافت خواهد شد. اگرچه آنها ممکن است در موارد DLE عمومی حضور داشته باشند که در این حالت ریسک بالاتری برای پیشرفت به SLE دارند. گاهی اوقات آنتی بادی های ضد RO/SS-Aمی توانند به وسیله تکنیک های ELISA تشخیص داده شوند ، اگرچه ممکن است فاقد فعالیت رسوب دهی باشند ، یعنی تکنیک های انتشار ایمنی منفی هستند(1996Provost et al ) در dle کلاسیک و دیگر زیر مجموعه های ccle آنتی بادی های ضد dna منفی هستند و اگر حضور داشته باشند نشاندهنده بیماری سیستمیک هستند (1996provost et al)2008sticherling et al 1997 Tebbe et al 2003 costner عمدتا آنتی بادی های ضد کاردیولیپین قابل تشخیص نیستند. آنها ممکن است در موارد lupus panniculitis، یافت شوند و نشاندهنده سندروم ضد فسفولیپید ثانویه و پیشرفت به سمت بیماری سیتسمیک باشند (1995 Ruffati et al) به طور مشابهی تست های complement consumption (مثل تست ch50 و تشخیص قطعات کمپلمان و گردش کمپلکس های ایمنی اکثرا منفی خواهند بود یا تنها به میزان کمی تغییر یافته اند و تنها باید در موارد مشکوک به بیماری سیستمیک انجام شوند. سطوح سرمی ملکول های سرولوژیکی دیگر مثل مارکر های چسبندگی محلول و نئوپترین و گیرنده il-2 محلول به فعالیت بیماری مرتبط هستند (2003 Constner at al ) اما هنوز به عنوان پارامتر های روتین ثابت نشده اند.

صرف نظر از آزمایشات بالا ، تست های آزمایشگاهی روتین کلینیکی پایه ای باید انجام شوند تا کم خونی و لوکوپنی و درگیری کلیوی (پروتیئن اوری ، وجود خون در ادرار و التهاب سیستمیک را مستثنی کنند . بنابراین نرخ سدیمانتاسیون خون (bsr) و مقدار سلول های خونی و آنزیم های کبدی و رسوب های ادراری و ایمونوگلوبین های سرم باید چک شوند.

اگر لازم باشد ، یافته های پاتولوژیکی به وسیله تست های بعدی اثبات می شوند . تست های کلینیکی اضافی مثل اشعه x قفسه سینه و ارزیابی درگیری اندام ها (مثلا در چشم پزشکی ، عصب شناسی ، و قلب شناسی ) باید بر پایه نشانه ها در تاریخچه افراد یا نتایج پاتولوژیکی آزمایشات فیزیکی یا آزمایشگاهی انجام شود. شاخص  آزمایشات روتین حساسیت پوستی به نور ماورا بنفش و همچنین تحریک نوری در ccle بیشتر بحث شده است (Callen 2006، 2001 kuhn et al ) اگرچه تاثیر این آزمایشات با توجه به شدت حفاظت خورشیدی و پیامد هی شان برای سبک زندگی از سودمندی شان در آزمایشات روتین کلینیکی حمایت می کنند(Kuhn et al ،2003COSTNER ET AL ،1993 KIND ET AL 2005Kuhn and biessert 2001)

بیماران ccle باید در فواصل زمانی شش تا دوازده ماه برای علائم بعدی بیماری سیستمیک پیگیری شوند به ویژه زمانی که کم خونی یا لوکوپنی و تیتر های بالای پایدار ana یا رسوبهای خونی زیاد یافت شوند. بر پایه این یافته های کلینیکی و آزمایشگاهی ، امیتیازات فعالیت ارزیابی شده به میزان زیادی در دسترس هستند تا بیماران را در یک چیدمان کلینیکی و احتمالا مطالعاتی پیگیری کنند. اینها شامل اندازه گیری فعالیت لوپوس سیستمیک (2000Parodi et al ) (SLAM)  برای SLE یا فعالیت بیماری لوپوس اریتروماتوی پوستی و شاخص شدت می باشند (2007 Anonymous2008Bonilla Martinez et al 2008krethen et al ).

 

درمان

داروهای زیادی به طور گسترده در scle استفاده شده اند که با توجه به فعالیت التهابی مشخص تر و فعالیت زیاد تکثیر شوندگی کمتر تفاوت دارند (2003 Wallace 2008Sticherling et al 2006Callen ) بنابراین آنها با جزئیات بحث خواهند شد . رده های درمانی و شدت شان توسط شدت درگیری پوستی و خارج پوستی مشخص خواهند شد و بنابراین باید به وفور به روش های تشخیصی وابسته باشند ، هنچنانکه در بالا خلاصه شد. زخم های بالقوه ccle برای جلوگیری از صدمه زدن به احساسات و بد شکلی های برگشت ناپذیر ، درمان های اولیه و تهاجمی را مطالبه می کنند (1996Drek et al ) 2003Costner et al ) ممکن است افراد به ترکیبی از درمان های متفاوت نیاز داشته باشند و به وفور بیماری بعد از دوزهای دارویی روزانه کمتر شونده یا توقف درمان عود می کند.

ممکن است در موارد منفرد یا تنها نقایص معدود dle و غیاب تظاهرات سیستمیک درمان های موضعی کافی باشند(Ting and Sontheimer ) 2006Callen  2002Wallace fluoctnionide) دو بار در روز به مدت 10 تا 41 روز به صورت پماد مایع (پروپیلن گلیکول (و نوار چسب /باند پیجی بسته یا نفوذ موضعی می باشند) Tazarotene که به صورت موفقیت آمیزی در مورد dle همراه با تکثیر زیاد مجزا استفاده شده است (1999Edwards and Burke) دیگر در دسترس نیست . مهار کننده های کلسینورین شامل پیمکرولیموس و تاکرولیموس نتایج متناقضی را در استفاده موضعی در موارد لوپوس اریتروماتوی پوستی دیسکوئید و نیمه حاد نشان داده اند . تنها تعدادی محدودی از مطالعات ، از استفاده شان در scle و به طور کمتر متقاعد کننده تری در dle شواهد کمی فراهم کرده اند(2010Sticherling2009Sardy et al ) .

در موارد شدید تر یا منتشر تر ، داروهای ضد مالاریا به طور موفیت آمیزی به صورت تنها یا به صورت ترکیبی (کوئیناکرین ، کلروکوئین هیدروکسی کلروکین) به ویژه در 2009Lesiak 2007Cooper and Magwere)2007Kalia and Dutz1996Drak et al 2003Costner et al ) با یک تاثیر تاخیری بعد از یک دوره زمانی سه تا چهار هفته ای استفاده شده اند . معمولا هیدروکسی کلروکین در آغاز با دوز mg/d400 یا دوز های بهتری بر اساس وزن ایده آل استفاده می شود و بعد از چهار تا هشت هفته به محض بهبود به mg/d200 کاهش میابد . ممکن است در موارد پاسخ های ناکافی ، به ویژه در lupus profundus و hypertrophicus mg/d100 کوئیناکرین ترکیب شود(2009  Cavazzan et al ) متناوبا ممکن است کلروکوئین در دوز mg.d250 استفاده شود. کمبود گلوکوز 6 فسفات باید برای به حداقل رساندن خطر واکنشهای idiosyncratic برای درمان ، مستثنی شود. در غیر اینصورت ، ممکن است سمیت عصبی و هنچنین سمیت ماهیچه ای و کبدی رخ دهد . سمیت شبکیه باید به وسیله آزمایش اولیه ته چشمی و پس از آن هر 12-6 ماه در طول درمان پیگیری شود. اخیرا اثرات مهار کنندگی دود سیگار در کارایی درمانی داروهای ضد مالاریا اثبات شده است (Gallego et al 2009 Kreuter at al 2000Jewell and McCauliff1999) این ممکن است به وسیله القای آنزیم های میکروزومی کبدی منجر شونده به متابولیسم تسریع شده داروهای ضد مالاریا توضیح داده شود. در ابتدا به ویژه در موارد فعالیت التهابی بالا یا بیماری های عمومی داروهای ضد مالاریا ممکن است با گلوکوکورتیکواستروئید های دهانی (خوراکی ) در دوز های زیر mg/kg/d1 معادل پردنیزولنون ترکیب شوند که باید در طی دو تا سه هفته کاهش یابند . اگر چه ccle کلاسیک به ندرت به چنین رده های دارویی نیاز خواهد داشت .

ممکن است داپسون (دی آمینو دی فنیل سولفون ) به صورت منتاوب در دوز mg/d200-50 استفاده شود (2003 Costner et al 1996Wozel 1996 Drake et al 2008 Abe et al  همانند دارو های ضد مالاریا کمبود گلوکز 6 فسفات باید مستثنی شود باید برای کم خونی همولیتیک و همچنین اخلالات کبدی و نهایتا methermoglobulinemia  در فواصل زمانی هر دو هفته در اولین ماه درمان و بعد از آن هر ماه ، پیگیری های منظم انجام شود. با اضاف کردن سایمتیدین یا ویتامین c/e میزان و شدت کم خونی می تواند کاهش یابد.

مشخص شده است که تالیدوماید در دوز 100 تا mg/d200 یا حتی کمتر در dle و به ویژه lupus panniculitis موثر است (warren et al 1996Drak et al  2008Sticherling et al 2003Constner et al 2000Kyriakis et al  2000 Ordi Rose et al 1998Georgala 1998)

آسیب عصبی برگشت ناپذیر محیطی و خستگی اثرات جانبی محدود کننده در بیش از 50% از بیماران هستند. بنابراین ممکن است وقایع فقدان قاعدگی یا ترومبوامبولیک رخ دهند (1998ordi et al ) با توجه به اثرات تراتوژنیک شناخته شده تالیدوماید ، جلوگیری اکید از بارداری الزامی است . برای جلوگیری از عود کاهش تدریجی دوز های درمانی یا درمان طولانی مدت با دوز های کم توصیه می شود.

در موارد پاسخ های ناکافی به روش های ذکر شده در بالای رتینوئید ها گزینه درمانی دیگر هستند . هر سه ترکیب در دسترس (آسپترتین ،اترتینات ، ایزوترتینوئین ) در دوز mg/kg/d-150 در le استفاده شده اند (2008Sticherling et al 1995 Marks ) اثرات تراتوژنیک استفاده از آنها در زنان در سنین بچه زایی محدود می کنند و اقدامات پیشگیری از بارداری اکید لازم می باشد. صرف نظر از خشکی عشای موکوس و هنچنین پوست ، پوست اندازی کف دست و کف پا و ریزش موی موقت و اختلالات کبدی شامل هپاتیت القا شده به وسیله داروها و هیپرتری گلیسریمدمی و هیپرکلسترینمی هنچنین اثرات فوتوتوکسیک متداول هستند واثرات جانبی درمان را محدود می کنند.

در مورد استفاده اینتر فرون ها در le نتایج بحث انگیزی گزارش شده اند. اینتروفرون a2A هم به صورت موضعی وهم سیستمیک به صورت موفقیت آمیزی در scle و DLE استفاده شده است (2003Costner et al ) 1990 Thivolet et al ) اگرچه درمان بیماری های التهابی مزمن و بدخیم با اینتروفرون a منجر به رسوب یا تشدید sle می شود (Garcia1998porru et al ) این اثرات جانبی متناقض بر اهمیت تماز sle از ccle قبل از شروع درمان تاکید می کنند.

گزارش های بیماران ، اثرات سودمند کلوفازیمین (100/d/mg)،طلا خوراکی یا تزریقی (cave: سمیت پوستی موکوسی ،هماتولوژیکی ، کلیوی، ریوی) متوترکسات (2002Kuhn et al ) 1995Bottomley and Goodfield سیکوفسفامید و آزانتوپرین را اثبات کرده اند . اخیرا تجربیات مثبتی در مورد استفاده از مایکوفنولات موفتایل (2007mpk) منتشر شده است . سولفاسالازین در دوز بیش از 2 1997 sabbagh et al d/g) و همچنین مواد تعدیل کننده ایمنی مثل سیکوسپورین (saekiet al ) لفلونامید(1999Furst) تاکرولیموس سیستمیک یا استرهای فورمیک اسید (1999jayne) به صورت موفیت آمیزی استفاده شده اند. ایمونوگلوبولین های درون وریدی در ccle سخت به عنوان درمان کمکی موثر واقع شده اند (2006callen2002Wakkace) تاثیر بیولوژیک اصطلاحا آنتی بادی ها ، پروتئین های ترکیبی و گیرنده های محلول در زمینه ccle هنوز باید بررسی شود (2010Lateef and petri) به صور مثال بادی های مونوکلونال بر علیه cd (1996Prinz et al ) cd4 20 یا tnfa تنها در ccle یا تنها درsle anecdoticallyاستفاده شده اند. هنچنانکه کارایی شان به ویژه برای ccle هنوز باید بررسی شود همچنین باید تنها در موارد بیماری منتشر و مقاوم در آخرین وهله استفاده شوند. اخیرا اثرات مثبت extracorporeal photopheresis در مورد dle گسترده و سخت گزارش شده است (RICHTER et al1999Wollina and looks1998) . با توجه به حساسیت به نور ، استفاده درمانی از قرار گرفتن در معرض uv در لوپوس هنوز بحث برانگیز است و باید به موارد فردی محدود شود (2001Millard and Hawk) .

در همه افراد ccle حفاظت از uv باید به عنوان یک اقدام حمایتی انجام شود. نیازی نیست به اندازه scle در همه سخت گیری انجام شود اما مواردی از حساسیت به uv اثبات شده است. این شامل اجتناب از آفتاب به ویژه در ظهر و ماه های تابستانی ، پوشیدن لباس های محافظت کننده از آفتاب و کاربرد طیف گسترده کرم های ضد آفتاب با فاکتور های حفاظتی بالا می باشد. تیتانیوم دی اکسید دارای کرمهای ضد آفتاب فراهم شده است و چون مفید می باشد و برای حفاظت فیزیکی در مقابل آفتاب بسیار موثر است.

در مورد بد شکلی های ، پنهان کردن توصیه شده است(2010peneso Asathiany et al 2002Boehncke et al ) ممکن است آلوپسی به وسیله آرایش مو یا تکه های مو پنهان شود . روش های جراحی مانند پیوند مو یا جراحی های زیبایی باید تنها زمانی آغاز شود که فعالیت  بیماری التهابی کاملا  فروکش کرده است یا به وسیله اقدامات درمانی متوقف شده است . روش های متفاوت لیزر درمانی (2000Walker and Harland 1996Nurnberg et al 1996Nunez et al ) و سرما درمانی (1999Molin) با موفقیت های متفاوت استفاده شده اند. اگرچه از لحاظ درمان شناسی ، زمانی که روش های فیزیکی به کار می روند ، باید احتمال تحریک ایزومورفیک و بدتر شدن بیماری پوستی محاسبه شود.

خلاصه

پوست و تا اندازه مشابهی مفاصل متداول ترین اندام های درگیر در le در تظاهرات اولیه یا در طول دوره بیماری می باشند. علائم اختصاصی می توانند از تظاهرات مجزا و اختصاصی le حاد ، نیمه حاد ، مزمن و متناوب جدا شوند. بعدا ممکن است به عنوان بیماری محدود شده به پوست یا به عنوان یک تظاهر بیماری سیستمیک نمایش داده شود. در چندین زیر گروه ccle ممکن است درگیری ملایم اندام های داخلی وجود داشته باشد که برای تشخیص sle کافی نمی باشد . اگرچه خطر پیشرفت بعدی به بیماری سیستمیک در 5-10% از بیماران ccle وجود دارد. پاتوژنز انواع متفاوتccle قطعا به اندازه acle و scle شناخته نشده است  . اثر حساسیت به نور نسبتا کم است هنچنانکه گواه، عارضه های خود ایمنی سیستمیکی مثل تیتر های بالای آنتی بادی های ضد هسته ای می باشد. مشابه بیماری سیستمیک ، نقایص پوستی ccle به وسیله حضور رسوب های ایمنی در محل تقاطع پوست اپیدرم مشخص می شوند.

زیر گروه های عمده ccle می توانند به صورت بیماری منفرد یا در ترکیب با زیر گروه های دیگر وجود داشته باشند. اینها شامل لوپوس اریتروماتوی دیسکوئید (dle(dleهیپروتروفیک dle غشای موکوسی ، lupus chilbian tumidus lupus وprofundus lupus / painniculitis) می باشند. در مقایسه با scle نقایص تمایل به نمایش آتروفی و زخم دارند . نقایص dle تیپیک توسط پلاک های اریتروماتوزی به شدت مشخص از نظر محدوده همراه با هیپرکراتوز و فولیکولارplugging نمایش داده می شوند. در lupuspanniculitis پروسه های التهابی عمیق در غشاء میانی پوست و زیر پوست منجر به نقایص نعلبکی شکل اغلب مرتبط با تغییرات اپیدرمی روی هم قرار گرفته تیپیک می شوند.

انواع بیشتر مرتبط با بیماری سیتمیک lupus panniculitis ، chilbian lupus می باشند. روش های تشخیص باید بیماری پوستی را اثبات کنند و بیماری سیستمیک اساسی را مستثنی می کنند . آزمایشات هیستولوژیکی و ایمونوهیستوشیمیایی باید با تست های سرولوژی خود ایمنی و همچنین تست های آزمایشگاهی کلینیکی اضافی بسته به یافته های آزمایشات کلنیکی ترکیب شوند. بنابراین ، اقدامات درمانی ، به وسعت درگیری پوستی و تظاهرات سیستمیک همراه بستگی دارند. درمان اولیه و تهاجمی باید از زخم های برگشت ناپذیر و بد شکلی جلوگیری کند. درمان موضعی با گلوکوکورتیکواستروئید ها و رتینوئیدها و لیزر و سرما درمانی ممکن است کافی نباشند و باید همراه با درمان سیستمیک باشند یا جایگزین درمان سیستمیک شوند. شاید دارو های ضد مالاریا در ترکیب با گلوکورتیکواستروئید های دهانی کوتاه مدت ، رتینوئید ها ی دهانی ، داپسون ،تالیدوماید و محافظت uv حمایتی ، متداول ترین دسته های باشند. متناوبا ممکن است کلوفازیمین طلا ، اینترفرون ها ، متوترکسات ، آزاتیوپرین استفاده شوند. اثر بیولوزیک هنوز یک موضوع مورد بحث است .

تعریف و طبقه بندی

لوپوس اریتماتوز بیماری خود ایمنی (le) پلی کلونال سلول های لنفوسیت tو b است که در نتیجه فعل و انفعالت پیچیده ای از عوامل ژنیتیکی و محیطی ایجاد می گردد. بیان بالینی LE در محدوده ای از ضایعات کوچک پوستی تا اختلالت تهدید کننده زندگی در عملکرد ارگان حیاتی قرار می گیرد . در طول این طیف تظاهرات پوستی متغیر و رایج هستند.

گیلیام و 215 سانتیمتر در سال 1981 یک سیتسم طبقه بندی را توسعه دادند که ضایعات را به LE غیر اختصاصی جلدی تقسیم میکند.

LE ویژه پوست شامل سه اختلال متمایز به لحاظ بالینی ، ایمونولوژیکی و ژنتیکی می باشد: LE حاد پوستی (LE(ACLE تحت حاد پوستی (SCLE ) و LE مزمن پوستی (CCLE تمایز بافت بخصوص بین دو اختلال اول می تواند بسیار مشکل باشد این فصل به ویژگی های بالینی SCLE و مدیریت آن تمرکز دارد.

علائم بالینی SCLE بدون ایجاد زخم نرم قرمز پاپولواسکواموس و یا ضایعات پوستی حلقوی مشخص به شکل الگوی متقارن اتفاق می افتد.

بیماران مبتلا به SCLE تمایل به نمایش علائم سیتسمیک خفیف تر نسبت به کسانی که به LE انتخاب نشده سیستمیک )SLE دچار هستند، میباشند. اگر چه برای تشخیص اجباری نیست اکثر بیماران SCLE تولید انتی بادیهاSSA/antiRo می کنند.

اپیدمیولوژی

بیماران SCLE حدود 3-32% از جمعیت LE سراسر جهان با نرخ پایین ترین گزارش در جمعیت کره ای و چینی را تشکیل می دهند(Tebbe and1989Sontheirmer 1998Lee 1997Orfanose وضعیت scle بیشتر در زنان جوان تا میانسال شایع است ، اما می تواند در هر سنی رخ دهد و حتی شروع بیش از سن 60 سال امکان پذیر است.

(1998chlebuse et al  هفتاد درصد از افراد مطالعات scle گزارش شده توسط سانتیمتر و همکارانش در 1979 به صورت مونث با متوسط سن شروع 3.43 سال و طیف سنی 16-67 سال گزارش شد. هشتاد و پنج درصد اولیه قفقازی بودند . 15% آمریکایی و یا اسپانیایی آفریقایی بود ، در حالی که دو گروه آخر حدود 50% از جمعیت منطقه را تشکیل می دادند (1979 Sontheirme et al ) دیگر نویسندگان اطلاعات دموگرافیک مشابهی را گزارش کرده اند. (2002Black et al ) 1988Callan and klein پنج مورد scle گزارش شده در کودکان 18 ماه به 9 سال وجود دارد (Ciconte 2000Parodi et al  1989Siamopulou 1995 Buckley and Barnes 2003 Amato et al  2002et al )

سبب شناسی و مکانیزم های بمیاریزا

مرگ برنامه ریزی شده  کراتینوسیت اپیدرمی در ارتباط با ترشح لنفوهیستوسیتیک یکی از ویژگی های مشخصه هیستوپاتولوژیک بیماری LE خاص پوستی است . نرخ غیر طبیعی بالا از آپوپتوز کراتینوسیت اپیدرمی دربیمار LE پوستی زمانی رخ می دهد که در معرض رسوب عوامل استرس زا محیطی مانند نور ماوراء بنفش قرار میگیرد 2001OURET ET AL  .

تصور می شود قرار گرفتن غیر طبیعی در معرض آنتی ژن های خودی مرتبط با آپوپتوز در یک محیط پیش التهابی منجر به از دست دادن تحمل ایمونولوژیک به چنین آنتی ژن های خودی گردد. سایتوکاین ، دارو های سیتوتوکسیک سلول های سیتوتوکسیک T و نور UV می توانند آپوپتوز کراتینوسیت را القا کنند(Millard and McGregor ).

کراتینوسیت آپوپتوتیک تحت پروتئولیز برنامه ریزی داخل سلولی و آنتی ژنی خودی DNA Ro ریبونوکلیو ، پروتین و کارلیتکولین در برآمدگی های غشاء سطحی به محض متلاشی شدن آنها قرار می گیرند(2003 Racillaet 2001Millard and McGregor) .

پیشنهاد شده که ssb/anti-ro/ssaand anti la ممکن است به آنتی ژن خودی در معرض قرار گرفته متصل گردند و در نتیجه لیزبا واسطه کمپلمان و یا سمیت سلولی وابسته به آنتی بادی سلولی (adcc) می شود و لنفوسیت t سیتوتوکسیک می تواند لیز کراتینوسیت را القا کند که باعث ترشح بیشتر از سایتوکاین اپیدرمی می شود.(Racila et al 2003( کمبود جزئی /نسبی c1qممکن است مانع پاکسازی بقایای آپوپتوز شود و ممکن است به افزایش تولید آنتی بادی خودی منجر شود . پلی مورفیسم G-308A TNFT-A می تواند منجر به افزایش آپوپتوز . مهاجرت لکوسیت به پوست گردد و ممکن است مسیر التهابی پاکسازی بقایای آپوپتوز را گسترش دهد . سنتز قابل القا اکسید نیتریک در سلولهای اندوتلیال و سلولهای کراتینوسیت نیز ممکن است در ارتباط با آپوپتوز نامنظم کراتینوسیت و التهاب باشد، اما نقش آن در پاتوژنز LE حساس به نور ، همچنان مبهم باقی مانده (2001Orteu et al).

بیان مولکول های چسبندگی E selectin vcam-1  icm-1 و p-selectin در سلول های اندوتلیال پوستی بیماران cle افزایش می باید.(Kuhn et al 2002a) فعال سازی t-cell و اندوتلیال محلی احتمالا در تداوم و گسترش ضایعات درگیر است (1993Norris).

ژنتیک ایمنی

اولین مطالعات ژنیتیک ایمنی در بیماران scle ارتباط با فنوتیپ چندین HLA کلاس II پیشنهاد کرده است . HLA-DR3 فنوتیپ موجود در 25 درصد از سفید پوستان Ahearn همکاران در 1982 در برخی از مطالعات انجام شده در حداقل نیمی از بیماران scle گزارش شد (1992vasquez Doval et al ) 1989 Sonthiemer در حالی که دیگران فراوانی پایین تری را گزارش نمودند (1994 Cohen and Crosby) 1990Dorosos et al ) 1988Cllen and klen)بیان HLA-DR3 بیشتر ضایعات حلقوی از SCLE مرتبط است تا فرم پاپولواسکواموس آن.

(1988 Herrero et al  1982sontheimer et al و فنوتیپ hla کلاس II بیان شده همراهی بیشتری با تولید آنتی بادی های خودی در مقایسه با تغییرات پوستی مرتبط داشته است.(Watson et al )

Hla-dr3 و hla-dr2 برای اولین بار با حضور anti Ro/ssa anti body همراه بود.(Watson et al 1982sontheimer et al 1980bell and Madisson 1991)و کارهای پس از آن نشان داد که آلل dq شایع ترین آلل کلاس iiمرتبط با anti ro/ssa میباشد(1999Maddison ) سطح بسیار بالایی از تولید anti ro /ssa با هاپلوتیپ طولانی drw52 dq2 drw6 dr3hlab8iهمراهی دارد(1986 Harley et al )

یک هایپلوتیپ طولانی مجزا به نام پاسخ ایمنی بالای انسان هاپلوتیپ اجدادی 1.8 (A*01*B*08*DRB*0301*DQB*0201*TNFAB*A2B3C2*C) نیز با تولید anti- ro ssa همراه بوده است (2001 LIOet al  1999PRICE ET AL ) .

هاپلوتیپ اجدادی1.8 واقع در کرومزوم 6 انسان با ژن فاکتور نکروز توموری آلفا (TNT-A ) یک میانجی مهم پیش التهابی از پاسخ ایمنی ذاتی جلدی در عدم تعادل ارتباط است . پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی در ناحیه پروموتور G-308a TNT-A یافت شده است که با فنوتیپ SCLE همراه است (Millard et al 2001  Werth et al 2000) پس از قرار گرفتن در معرض تابش uvb در حضور il-1a این پلی مورفیسم پروموتری سطح بالایی از tnf-A را کراتینوسیت های انسان تولید می کند، که ممکن است یک اثر priming در بخش تطبیقی از پاسخ ایمنی خودی le را داشته باشد 2000 werth et al .

کمبود ارثی از c1q،c2،c3،c4، سیستم کمپلمان نیز با scle همراهی دارد(M van hees et al 1989johansson stephansson 1987callen et al  1992). کمبود هموزیگوت مادرزادی از c1q هنوز قوی ترین عامل خطر ژنتیکی برای توسعه sle است (Topaloglu et 2001 fisheleson et al 1997 korb and ahearn2000Barilla laBarca and Atkinson 1998Walport et al 2000al) حدود 93% از افراد که دچار نقص مادرزادی c1q هستند sle  شدید با بروز زودرس به همراه فرم های جلدی حساس به نور از le را توسعه داده اند که جزو شایع ترین حالت بروز بیماری است(2003Racila et al ) به تازگی مشخص شده یک همراهی بسیار معنی داری بین پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (snp) در ناحیه کد کننده GGA،GLY70،C1QA،C1Qو فنوتیپ ها SCLE وجود دارد. این SNP یک اسید آمنه مختلف را رمزگذاری نمی کند، اماممکن است بیان C1Q را از طریق یک مکانیزم پیرایش جایگزین تغییر دهد.حضور آن ارتباط معکوس با سطح سرمی پروتئین آنتی ژنیک C1Q در بیماران SCLE را دارا می باشد . از آنجا که C1Q به CALRETICULIN متصل می شود و در پاکسازی بقایای سلولی ایفای نقش می کند، کمبود C1Q ممکن است باعث کاهش پاکسازی مواد ایمنی گردد2003 Racila et al .

عوامل محیطی

حساسیت نوری حساسیت نوری در اکثر بیماران scle دیده می شود. نور uv می تواند انتشار واسطه های التهابی مانندTNF-a ، IL-10 il-1 و رادیکال های آزاد اکسیژن را در سطح اپیدرم و درم را القا می کند. علاوه بر نور طبیعی ، ضایعات پوستی le توسط قرار گرفتن در معرض عوامل خاصی تحریک می شوند. مانند: پسورالن بهمراه UVA(Dowdy et al  UVB(1990McGrath et al 1989 از طریق از نور فلورسنت بی حفاظ (2001 Kuhn et al  1992 Rihner and McGrath پرتو درمانی (Balabanova 1997 )و حتی نور دستگاه فتوکپی (1995KLEIN ET AL ) .

علاوه بر این ، بسیاری از داروهای گزارش شده ای که ضایعات SCLE را القا می کنند ، اغلب حساسیت نوری را به عنوان یک عارضه جانبی از استفاده از آنها را دارند. محققان با استفاده از پروتکل استاندارد تست نوری که شامل قراردهی تکه های خاص از پوست با میزان دقیق از UVR یا نور طبیعی به منظور نشان دادن حساسیت به نور در این بیماران استفاده کرده اند (2001 reviewed in Kuhn et al  2003 sandres et al  ) یک چنین مطالعه ایی قادر است حساسیت به نرو را در 100% از بیماران scle با وجود استفاده از استروئید مواد ضد مالاریا یا متوترکسات در چندین مورد از بیماران مورد آزمایش تشخیص دهد(2003 sanaders et al  ) آزمایش آنها همچنین نشان داد که اکثر واکنش های پوستی بیش از یک هفته تاخیر ظاهر می شود ، که نویسندگان فرض می کنند چرا بسیاری از بیمارانی که سابقه منفی حساسیت به نور را داشته اند، دارای یک تست نوری مثبت بودند. این شواهد مجددا بر نیاز به تشویق همه بیماران scle به انجام اقدامات محافظت نوری با وجود تاریخچه منفی تاکید دارد.

چندین دارو با القا ضایعات scle همراهند در ارتباط است . دیورتیک های تیازیدی (Brown and  1989Parodi et al  1989 Fine 1985 REED ET AL  1995 DENG مسدود کننده های کانال کلسیم MARZON ET ALA 2003 Gubineli et al  1997 Crowson and Margo) و آنزیم مهار کننده های تبدیل کننده آنژیوتانسین(ACE) 1995 Fernan dez Diaz et al ) 1985Patri et al  اغلب گزارش شده است. دیگر داروها شامل اسپیرونولاکتون (1987Leroy et al ).

داروها

اینترفرون بتا 1998Nousari et al  پروکائین آمید (1988Sheretz)دیپنیسیلامین(1989Sontheimer)سولفونیل اوره آز (1989sontheirmer)تربینافین (2001Bonsmann et al )2001Callen et al )1998Brooke et al آکسپرنولول 1979 Gange and levene )گریزئوفولین (Miyogawa1994et al) ناپروکسن (1992 Paradi et al ) پیروکسیکام roura et al ) فنی توئین 2002 ross et a l اتانرسپت 2001 Bleumink et al  1990Puva McGrath et al ).

ترکیبی از سیناریزین آنتی هیستامین ها و تی اتیل پرازین به عنوان علت ضایعات scle حلقوی در یک بیمار اعلام شد، تجربه شخصی گزارش شده پیشنهاد کرده است مهار کننده های اسید مانند امپرازول و رانیتیدین نیز ممکن است ماشه برای شروع rds scle باشد. برخی این فرضیه را مطرح کردند که هورمون نقش قابل توجهی در scle بازی می کند و ممکن است معقول و منطقی باشد که توصیه شود بیماران le جلدی از مصرف داروهای ضد بارداری حاوی استروژن جلوگیری کنند (1997 tebb and Orfanos با این حال هیچ موردی از scle به عنوان نتیجه ی استفاده از استروژن خوراکی نشده است . یک مطالعه گذشته نگر اخیرا ارتباط بین برخی داروها و شروع بیماری در 15 از 70 بیمار مبتلا به لوپوس پوستی ro مثبت نشان داد 2003 sirvastava et al  داروها ضد فشارخون اغلب به عنوان محرک احتمالی علاوه بر استاتین ها آلفا اینترفرون و اینترفرون بتا شناسایی شدند. در این بررسی ، بیماری بالینی بین هفته های 4 و 20 آغاز شده و 6-12 هفته پس از قطع دارو مربوطه بهبود یافت.

Scle ناشی از دارو باید از sle کلاسیک القا شده توسط دارو متمایز گردد. مورد اول با آنتی بادیهای خودیro/ssa و راش ویژه ایجاد شده نوری همراه است ، در حالی که دومی توسط آنتی بادیهای خودی هیستون و علائم سیستمیک مانند تب ورم مفاصل میالیژی و سروزیت (2003Brogan and olsen) همراه است . یک راش لوپوس پوستیبه ندرت در sle ناشی از دارو حاضر است و به طور معمول در sle ایدیوپاتیک دیده می شود.(2002rubin).

داروهایی که به طور معمول باعث شروع scle میشوند متمایز از آنهایی هستند که باعث sle کلاسیک می گردند (به عنوان مثال ، هیدرالازین ، پروکائین آمید، ایزونیازید،مینوسیکلین،سولفاسالازین،اتانرسپت،) با برخی موارد استثنا ، احتمالا منعکس کننده مکانیزم های مختلف بیماری های مربوطه هستند.

تظاهرات جلدی

قبل از اینکه گیلیام و سانتیمر آن را تحت عنوان موضوعی مجزا طبقه بندی کنند ، ضایعات scle با نامگذاری متنوع از جمله اریتما سانتریفوگوم متقارن dle منتشر اریتما حلقوی خود ایمنی le تحت حاد منتشر le سطحی منتشر le پسوریازیس فم le پتیریازی فرم و le ماکولوپاپولر حساس به نور (1997sontheimer et al) شناخته شدند.

ضایعات جلدی از scle به طور معمول به صورت لکه های قرمز یا پاپول ظاهر می شوند که در پلاک های پسوریازیس فرم و حلقوی که روی پوستی که در معرض نور آفتاب بوده درگیرند، به ویژه شانه ها ، قسمت بالای پشت بازوهای اکستانسور v گردن پایین تر و قسمت بالای قفسه سینه و پشت گردن قرار گرفته اند. صورت معمولا کمتر تحت تاثیر قرار می گیدرند.

ضایعات حلقوی تمایل به گسترش با مقیاس پاکسازی مرکزی و انتهایی را دارند . هنگامی که التهاب فعال برطرف می شود، هیپوپیگمانتاسیون شایع است ، بخصوص در مراکز غیر فعال ضایعات حلقوی . در مطالعات اصلی گروهی سانتیمر نیمی از موارد عمدتا با پاپولواسکواموس و نیم دیگر ضایعات عمدتا حلقوی بودند.

پارودی یافته های مشابهی را گزارش کرد(2000Parodi al ) در حالی که برخی از مطالعات گروهی دیگر اکثرا دارای ضایعات حلقوی بودند(1988Herrero et al 2002Black et al 1998CHlebus et al ) برخی نیز اغلب واجد ضایعات پاپولواسکواموس بودند(chon and 1988 callen andklien 1987 Molad et al 1994 Crosby).

بروز نامعمول scle نیز رخ میدهد، از جمله اشکال vesiculo bullous . درست قبل از طبقه بندی scle به عنوان یک زیر مجموعه از le Rowell و همکارانش ، ضایعات شبه em در چهار بیمار به اصطلاح dle که دارای ANA خال دار ، فاکتور روماتوئید و آنتی بادی های راسب تا عصاره نمکی از بافت های انسانی ANTI SJ T ) گزارش کردند با وجود اینکه EM و DLE می توانند با هم رخ دهند ، پیشنهاد شده است که اکنون سندرم رول باید به عنوان SCLE طبقه بندی مجدد شود(Roustan et al  2000).

لیون و همکارانش دو مورد از تشخیص تاخیر یافته از scle به دلیل شباهت بالینی و بافت شناسی بین scle و em را گزارش کردند . موارد اضافی از ضایعات scle شبه em گزارش شده است (2000 Massone). در یک بیمار ضایعات تغییراتی شبیه به نکرولیز سمی اپیدرمال توسعه داده بودند(1987BIelsa et al ) ویزکول حاشیه ای در 38% ضایعات حلقوی scle که herrero و همکارانش (1988) مشاهده کردند مشهود بود. موارد بالینی نادری از scle نیز گزارش شده است از جمله گزانتوم خال دار (sontheimer1985) اریترودرم اکسفولیاتیو(2000parodi et al ) 1988Despain and clark) ضایعات پتیریازی فرم (caproni 2000parodi et al ) 1989Sotheimer 2001 et al ) پلاک های حلقوی عجیب 1994 scheinman ) acral پویکیلودرم عمومی پیشرونده (2003 Marzano et al 2000 pramatarov et al  موکینوز قرمز رنگ پاپولوندولار ناشی از نور خوشید Erythroderma عمومی با acral bullae که می تواند شروع کننده scle باشد (2003 Mutaism ) وضایعات scle حلقوی که درنهایت توسط morohea جایگزین شد(RAO ET AL ) .

بیماران SCLE ممکن است دیگر ضایعات پوستی خاص LE را بروز دهند . ACLE موضعی گاها در زمینه SCLE رخ میدهند و به وسیله راش گونه ای قرمز مشخص و متورم در یک الگوی پروانه که معمولا چین های ناورلابیال را طیمی کند ، مشخص می شوند(1989SONTHEIMER).

ACLE محلی معمولا بیش از SCLE حالت گذار دارد و معمولا بدون زخم و یا تغییرات رنگدانه بهبود می یابد.

سانتیمر پیشنهاد کرده افرادی که پس از SCLE حالت ACLE را توسعه داده اند ممکن است در نهایت مستعد موارد SCLE در حال رشد مانند نفریت گردند(1989sontheimer

Dle کلاسیک رایج ترین شکل از ccle است و ممکن است در برخی بیماران scle دیده شود. ضایعات dle در پوست سر و صورت شایع تر هستند و نسبت به ضایعات scle دارای میزان بیشتری هیپوپیگمانتاسیون ، هیپرپیگمانتاسیون ، زخم فولیکولار plugging و مقیاس چسبندگی می باشد.

سفتی مهم ترین ویژگی بالینی افتراقی بنی dle و scle بود (1992David Bajar et al ) لوپوس پانیکولیتیس که اغلب در ارتباط با dle گزارش می شده اخیرا در ارتباط با scle گزارش شده است . بیماران scle همچنین ممکن است یافته های پوستی غیر اختصاصی le را داشته باشند که متداول ترین آنها شامل آلوپسی منتشر موکوزیت رتیکولاریس لیودو، تلانژکتاسی پری انگوال واسکولیت عروق کوچک پدیده رینود اسکلروز پوستی (1989sontheimer ) و لانولای قرمز(1999Wollina et al ) می باشد . گزارش های موردی از : لایه زیرین پوست کلسینوز دیستروفیک (1999Marzon et al ) سرطان سلول سنگفرشی پوست hpv-11 چندگانه (1992 cohen et al ) و اریتمای رپنز گیراتوم یک وضعیت پارانئوپلاستیک نادر ، به صورت موردی گزارش شده اند.

بیماری سیستمیک

30 تا 63% از بیماران scle دارای چهار یا بیشتر معیارهای تشخیصی کالج روماتولوزی آمریکا (ACR) برای SLE هستند.

علائم اسکلتی عضلانی مانند ارتریت و آرترالژی ها شایع ترین تظاهرات سیستمیک مشاهده شده هستند. به طور کلی ، بیشتر بیماران با SCLE تمایل به داشتن بیماری سیستمیک خفیف دارند و به نظر می رسد که علائم مشترک ایزوله یک مارکر برای بیماری خفیف تر به حساب می آید . بعضی از نویسندگان علائم اسکلتی عضلانی را در 100 درصد از مطالعات SCLEگروهی خود گزارش کرده اند (1989JOHNSON STEOHANSSON 1987Molad et al ) .

بیماری کلیوی و سیستم عصبی مرکزی (CNS) است که در 20% یا کمتر از مطالعات گروهی SCLE دیده شده است (1989SONTHEIMER 1994 Cohen and Crosby 2002 black et al  2000Parodi et al  1998chleblusw wt al  Johansson stephansson et al ).

مطالعات گروهی در بیماران scle که نفریتیس ، ضایعات پاپولواسکواموس anas بالا و یا کسانی که نیاز به درمان با دوز بالا از سرکوب کننده سیستم ایمنی را دارند ممکن است پیش آگهی ضعیف تری داشته باشند.

مرگ و میر به ندرت در بیماران مبتلا به تظاهرات سیستمیک شدید گزارش شده است (1992 Gunmundes et al ) 1989Sontheimer  سندرم sjogren s شایع ترین بیماری های خود ایمنی مرتبط با scle مشترک است .

ارتباط با hla-dr احتمالا بیشتر مربوط به گردش بالای آنتی بادیهای خودی ro/ss-a است تا ضایعات پوستی scle . همچنین ارتباطی میان تیتر بالای آنتی بادی ro/ss-a با بیماران مبتلا به sjorgren s و le درای هاپلوتیپ DQW2 / HLA-DQW2 یافت شده است .

در مطالعات اولیه دوازده درصد از گروه های بیماران SCLE سندرم SJOGREN S را توسعه دادمد. (SONTHEIMER) 1981 ET AL  . مطالعات بعدی با دوره مشاهده طولانی تر حضور تصادفی سندرم SJOGREN S را به میزان 43% گزارش کرده اند (2002  Black et al ) بروز سندرم sjogren  ممکن است در بیماران scle . غیر معمول باشد. هیپوکالمیک سریعا پیشرونده ضعف عضلانی کامل شل ناشی از اسیدوز توبولار کلیوی دیستال برای تشخص سندرم فوق در یک بیمار scle استفاده شد. (2001 De Sliva et al ) علاوه بر این ، اریتما حلقوی در این سندرم به نظر همتای آسیایی از scle در افراد سفید پوست می باشد. این بیماران ضایعات حلقوی مشابه scle را دارند با این حال آنها فاقد یافته های هیستوپاتولوژیک در محل اتصال درم اپیدرمی le هستند . پیشنهاد شده است که این حالت یک زیر مجموعه از scle است و فقدان نسبی hladr3 در بیماران ژاپنی ممکن است دلیل تفاوت در بیان بیماری به حساب آید(2000Haimowitzet al ).

دیگر اختلالات خود ایمنی مرتبط با scle شامل : آرتریت روماتوئید chonen

2002pantoja et al 1989 sontheimer 1986 et al ) تیروئیدیت خود ایمنی آنژیوادم ارثی (1989Gudat and Bork ) سندرم نوع ii خود ایمنی polyglandular سندرم اشمیت است.

Scle با انواع سرطان ها در ارتباط بوده است و برخی از نویسندگان پیشنهاد کرده اند که در scle یک نوع درماتوز پارانئوپلاستیک است (1997Brenner et al ) سرطان گزارش شده عبارتند از ریه معده پستان رحم سرطان هپاتوسلولار بمیاری هوچکین (1995 Castenet et al ) ملانوم بدخیم و مننژیوم . اهمیت این مشاهدات بعدها تعیین خواهد شد و دانشمندان به طور معمول بیماران scle برای بدخیمی نهفته غربال نمی کنند و مشخص شده است که scle با هزاران بیماری دیگر همراه است . ضایعه نوری چند شکل یک اختلال ارثی حساسیت به نور به طور مکرر با scle مرتبط بوده است و ممکن است زمینه ژنیتیکی مشترک داشته باشند. (2001b  Millard et al ) دو سوم از گروه های scle وضعیت ple را گسترش داده اند و گروهای ple افزایش خطر نسبی ابتلا به scle را دارند (2001b millard et al ) گزارش های موردی از پورفیری تاردا پوستی سندرم سوییتز بیماری کرون روده گلوتن حساس و ضعیت حامل بیماری گرانولوماتوز مزمن وابسته به x با scle همراه اند واز آنجا که فراوانی گزارشات اخیر کم است آنها ممکن است اتفاقی رخ دهند.

تشخیص افتراقی

تشخیص بالینی

تشخیص بالینی scle همیشه آشکار نیست . ضایعات حلقوی را می توان با وضعیت خاصی اشتباه گرفته شود از جمله اریتما سانتریفوگوم آنولر گرانولوم آنولر اریتما رپنز گیراتوم .

ضایعات پاپولواسکواموس ممکن است با وضعیت های : پسوریازیس حساس به نور لیکن پلان اگزما پ روبرا پیلاریس پروکراتوز اکتینیک سطحی منتشر درماتیت تماسی tinea 2003 Faciei Meymandi et al ) و درماتومیوزیت اشتباه گرفته شود . ضایعات نوری ایجاد شده ، هیتستوپاتولوژی ویژه و آنتی بادیهای خودی ro/ssa در تشخیص افتراقی scle مفید هستند.

یافته های آزمایشگاهی سرولوژی

با وجودی که آنتی بادیهای خودی متعددی در گروه های scle  یافت شده است ، اتوآنتی بادی ro/ss-a یک نشانگر آزمایشگاهی ویژه است . با استفاده از روش immunodiffusion دو ouchterlony   کلاسیک مشخص شد که Anti-ro /ssa در حدود 70% از گروه های scle وجود دارد.

آزمون الایزا (آزمون ایمونوسوربنت وابسته به آنزیم ) حساس ترین تست برای تعیین آنتی بادیهای ro/ssa است (1994 Lee et al ) و تکنیک این سنجش در حال حاضر در بیشتر آزمایشگاه های بالینی در ایالات متحده آمریکا مورد استفاده است . آنتی بادیهای خودی Anti ro – /la باید در زنان مبتلا در سن باروری به دقت بررسی شود زیرا آنها علت اصلی le نوزادان در نظر گرفته شده اند.

متاسفانه بیش از 10% از جمعیت نرمال به وسیله تکنینک های تجاری elisa آنتی بادی ro را نشان دادند. ANTI – LA /SSB معمولا با فرکانس کمتری رخ می دهد و به ندرت در غیاب ANTI RO SSA دیده می شود آنتی بادی ضد هسته ای ANA مورد آزمایش با سوبسترا انسانی در 88-60% از گروه های SCLE مشاهده شد،  اما زمانی که با سوبسترا حیوانی آزمایش شد کمتر دیده شد. سایر اتو آنتی بادی ها با فراوانی های مختلف در SCLE حضور دارند.

سطوح کمپلمان ممکن است در نتیجه هر دو کمبود ژنتیکی و یا مصرف متعاقب شکل گیری پیچیده ایمنی کاهش یابد.

هیستوپاتولوژی

ویژگی های هیستوپاتولوژیک بیماری LE خاص پوست شامل : هیپرکراتوز، آتروفی اپیدرم انحطاط سلول بازال عروقی LIQUIFACTIVE و پری سکولار ندولر و سلولهای تک هسته پری فولیکولار ترشح کننده می باشد. بعضی از دانشمندان درجه ویژگی های خاص LE را در میان زیر مجموعه LE گزارش کرده اند و بیماران SCLE دارای آتروفی اپیدرمی بیشتر اما هیپرکراتوز کمتر افزایش ضخامت غشا پایه اتصالات فولیکولی و ترشحات سلول های التهابی در مقایسه با DLE هستند.

از آنجا که انتظار می رود ، یافته های بافت شناسی به طور معمول یافته های بالینی را منعکس کند ، این وضعیت مربوط به مقیاس چسبنده کمتر ، عدم سفتی و آلوپسی کمتر SCLE است .

Herrero و همکارانش در یک گروه کوهورت scle نواحی مرزی ضایعات حفره حلقوی را دراین بیماران که دارای فراوانی بالایی از anti-ro/ssa و نیر فنوتیپ HLADR3 بودند را بیوپسی کردند(1988hERro et a; ) .

وضعیت نکروز اپیدرمالب غالب بود و نویسندگان پیشنهاد این فنوتیپ ایمنی ممکن است با یافته های بافت شناسی مرتبط باشد. با این حال ، دانشمندان دیگر که موفقیت متغیری را در افتراق زیر مجموعه le گزارش کرده اند. آنان قادر به تشخیص بافت شناسی بین ضایعات scle پاپولواسکواموس و حلقوی نبودند.

ایمونوپاتولوژی

ضایعات پوستی ایمونوفلورسانس مستقیم dif یک آزمون تشخیصی کمکی برای همه زیر مجموعه های le است . انجام DIF روی پوست تخریب شده نشان دهنده وجود ایمونوگلوبولینها IgGو IgA و در IgM و ترکیبات کمپلمان در یک الگوی باند مانند گرانولار در غشای پایه اپیدرمی می باشد. در گروه اصلی sontheimer و همکارانش در سال 1979 40 درصد از بیماران scl دارای dif منفی بودند. بنابراین داشتن dif مثبت می تواند ، کمکی برای تایید تشخیص le باشد اما یک تست منفی نمی تواند.

Nieboer  و همکارانش در سال 1988 در 30% از بیماران scle مشاهده کردند رسوب igG در نزدیکی DEJ مربوط به پوست تخریب شده الگوی ذره شبه غبار را دارند.

VALESKI و همکارانش در سال 1992 این الگو را با حضور آنتی بادیهای خودی RO /SSA autoantibodies ارتباط دادند.

با این حال ، lipsker  و همکارانش در سال 1998 به بررسی 4347 نمونه dif جلدی که تا آن روز گزارش شده بود ، پرداختند و یک مورد را در 60 نفر یافتند. از این 60 نفر 85% برخی انواه بیماری های بافت همبند را داشتند 53% scle و 36% آنتی بادی خودی ro/ssa  را داشتند . lipsker  و همکارانش به این نتیجه رسیدند که در حالی که این ذرات در الگویی کلی به شدت مطرح کننده بیماری بافت همبند هستند الگوی شبه غبار منخصر برای scle نیست .

علاوه بر این ، از آنجا که برخی از محققان قادر به درک این الگوی dif به علت احتمالا تفاوت در تکینیک میکروسکوپ ایمونوفلورسانس نبوده است ، این موضوع بحث برانگیز باقی می ماند.

آزمون lbt یک نتیجه مثبت از lbt نشان دهنده باند ایمونوگلوبولین و واکنشگر های کمپلمان در dej مربوط به پوست غیر تخریب شده است . اهمیت تشخیص و پیش آگهی از lbt موضوع بحث رو به جلو است .

بیست و شش درصد از گروه مورد مطالعه scle هنگامی که پوست ساعت فلکسور محافظت شده در مقابل خورشید بیوپسی شد دارای lbt مثبت بودند(sontheimer and agiliam 1979)

هنگامی که واکنش گرهای ایمنی به میزان سه برابر یا بیشتر در lbt پوست محافظت شده از آفتاب وجود داشته باشند ، اختصاصیت تشخیصی برای sle بسیار بالا است و یک lbt مثبت با خطر ابتلا به نفریت لوپوس همراه است .

هنوز مشخص نیست که روش lbt مزیتی افرون بر آزمون های کمتر تهاجمی و قابل دسترس تر مانند روش سرولوژیکی برای آنتی بادیهای خودی dna دو رشته ، را داشته باشد . بزرگترین استفاده از lbt ممکن است در بیمارانی باشد که واجد تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی نامعمول sle هستند.

ارزیابی و مدیریت

مدیریت موثر از بیماران scle بر ارزیابی پایه مناسب و نظارت مستمر در طول درمان متکی است . تاریخ اولیه و فیزیکی باید شامل یک بررسی جامع از سیستم ها ، به منظور کشف شواهدی از بیماری سیستمیک باشد. علاوه بر این ، بررسی های آزمایشگاهی باید شامل یک شمارش خونی کامل با دیفرانیسل ، تعداد پلاکت نرخ سدیمانتاسیون اریتروسیت ، آزمایش ادرار و پروفایل شیمایی خون باشد . علاوه بر هیستوپاتولوژی و ANA آنتی بادیهای خودی RO/SS-A تعیین C4 C3 و CH50 نیزممکن است بسته به علائم بالینی ، مفید باشد. دوره های پیگیری برای بررسی مجدد و نظارت آزمایشگاهی باید برای بیمار و نیز روش درمان انتخابی سفارش گردد. آموزش کافی بیمار امر ضروریست . عوامل تحریک کننده بیماری مانند نور خورشید ، قرار گرفتن در معرض اشعه ماورا بنفش مصنوعی (UV) داروهای ایجاد کننده حساسیت به نور و حتی مصرف دخانیات همه عوامل قابل تغییر هستند و دستکاری آن ها ممکن است در این دوره از بمیاری ارزشمند باشد. در صورت امکان ، داروهای بالقوه آسیب رسان باید حذف شود . درمان دارویی اولیه باید روی به حداکثر رساندن اندازه های موضعی قبل اینکه عوامل سیستمیک معرفی شوند تمرکز کنند.

درمان موضعی

حفاظت در مقابل تابش UV

اجتناب از قرارگیری نور مستقیم خورشید به ویژه در ساعات میانی روز و ماه های تابستان باید تاکید شود. خطر نسبتا پایین تر از تابش UV وقتی که خارج از منزل باشند را وقتی می توان متوجه شد که سایه یک فرد از قد او بلندتر باشد.

همچنین به بیماران SCLE باید توصیه شود که از استفاده از دستگاه های برنزه مصنوعی خودداری کنند . افراد هنگامی که خارج از منزل هستند ، باید از لباس های بافته شده تنگ و کلاه های لبه دار استفاده کنند . در حال حاضر به طور خاص خطوط لباس که حداکثر حفاظت از UV را به همراه دارند، برای کسانی که طولانی مدت در معرض آفتاب قرار داشته باشند به صورت اینترنتی قابل عرضه است . نمونه هایی از سایت های اینترنتی شامل : WWW.sunproof.com www.sunprecaution.com ,و www.sunprotective clothing.com می باشند.

به منظور دستیابی به حداکثر محافظ از نور خورشید ، علاوه بر داشتن لباس های مخافظ نور باید از طیف گسترده ای از ضد آفتاب ها نیز استفاده شود. عوامل مقاوم و یا ضد آب که هر دو uva و uvb را مسدود می کند با فاکتور محافظت در برابر خورشید spf یا بیشتر باید انتخاب شده و به صورت متداول استفاده شود . از آنجا که نشان داده شده است مقدار مصرفی کرم های ضد آفتاب کمتر ازمقدار مصرفی آن تحت شرایط آزمایشگاهی است هنگام تعیین اعتبار 1999spf azurdia et al  ) بهتر است که از محصولات با spf بالا استفاده شود تامطمئن شویم حفاظت کافی را در شرایط واقعی زندگی دارا هستیم . علاوه بر این ، محصولاتی محتوی پارسول 1789 آووبنرون اکسید روی و یا دی اکسید تیتانیوم محافظت گسترده از uva را فراهم می کنند که ارزش افزوده ای برای بیماران scle دارد. CALLEN ET AL )

تست استاندارد برای تعیین بهترین کرم های ضد آفتاب با حداکثر حفاظت در بیماران SCLE مورد نیاز است.

Stege و همکارانش در سال 2000 به آزمایش 3 نوع از کرم های ضد آفتاب تجاری در دسترس از طریق آزمودن محافظت نوری با UVA و UVB پرداختند و نشان دادند در حالی که هر سه ضد آفتاب مورد آزمایش حداقل تا حدی مفید بودند به طور قابل توجهی در توانایی های خود برای محافظت در برابر توسعه ضایعات پوستی و نیز بیان بالای ICAM در پوست در معرض قرار گرفته متفاوت عمل می کنند.

این تفاوت ها در حالی یافت شد که تمام 3 نوع ضد آفتاب شامل هر دو ماده پارسول 1789 و دی اکسید تیتانیوم بودند. ضد آفتابها باید هر 30 دقیقه استفاده شوند. قبل از قرار گرفتن در معرض آفتاب و بعد از حمام کردن و یا تعویق قابل توجهی باید مجدد روی پوست مالیده شود. ضد آفتاب Stick type فرموله برای لب ممکن است نسبت به سایر محصولات ضد آفتاب برای مصرف در اطراف چشم ها قابل تحمل تر باشد. فیلم هایی مسدود کننده uv مانند UVshield(www.uv-shield.com) باید روی پنجره های خانه و خودروها قرار داده شود . فیلم ها و یا سپرهای پلاستیکی ممکن است روی لامپهای فلورسنت که می توانن منبع کوچکی از تابش uv باشند، استفاده شوند. لوازم آرایشی و محافظتی مانند:

(Dermablend www.dermablend.com)Covermark www.covermark .com) مزیت دوگانه ای برای این بیماران فراهم می کنند از جمله هم به عنوان ضد آفتاب فیزیکی بسیار موثر و همچنین به عنوان عوامل پوشاننده آرایشی و بهداشتی زیبا و دل انگیز که می تواند جنبه روانی مناسبی داشته باشد عمل می کند.

عوامل موضعی

عوامل کلاس 1 موضعی بسیار قوی عوامل اولیه مناسبی در مدیریت scle هستند . برنامه روزانه دو بار استفاده روی ضایعات پوستی به مدت دو هفته پس از یک دوره استراحت دو هفته ای به منظور به حداقل رساندن خطر ابتلا به آتروفی استروئید و تلانژکتازی توصیه می شود. استروئید های درون ضایعاتی به میزانی که در درمان dle موثرند در مورد بیماران scle نیستند.

علاوه بر این بسیاری از بیماران scle ضایعاتی دارند که تعداد آن بیشتر از حدی است که بتواند به این شیوه اداره شود . تاکرولیموس موضعی ممکن است فوایدی را به خصوص در صورت و در ضایعات پوستی (با هیپرکراتوز کمتر) به همراه داشته باشد .(2003Bohm et al ) بدون وقوع اثرات جانبی آتروفی پوست مشاهده شده در استروئید های موضعی.

به تازگی  بررسی نظری در خصوص استفاده از فن آوری های جدید در scle برای تخریب سد استراتوم کورنیتوم ارائه شده است . متاسفانه ، اکثر بیماران ، به درمان موضعی به اندازه کافی پاسخ نمی دهند و معمولا درمان سیستمیک مورد نیاز است .

درمان سیستمیک

عوامل ضدمالاریا

عوامل ضد مالاریای آمینو کویینولون موثر ترین عوامل سیستمیک مورد استفاده در درمان scle بوده اند و به عنوان درمان سیستمیک خط اول شناخته شده اند. بیش از 75  درصد از بیماران به یک یا ترکیبی از داروهای این کلاس پاسخ داده اند. درمان اولیه باید با سولفات هیدروکسی کلروکین البته نه با دوز بیش از 6 میلی گرم بر کیلوگرم توده بدن بدون چربی در روز آغاز گردد. این درمان نیاز به 8 6 هفته مداومت برای رسیدن به سطح متعادل خونی دارد. اگر پاسخ بالینی کافی باشد دوز مصرفی را می توان به 3 میلی گرم بر کیلو گرم حجم عضلانی بدن در روز و به مدت حداقل یک سال ( به منظور به حداقل رساندن خطر عود) کاهش داد. در صورتی که هیچ بهبود قابل توجهی طی 2 ماه حاصل نشد ، کویین آکرین هیدروکلراید به میزان 100 میلی گرم در روز می تواند اضافه شود (1994 Feldman) . در صورتی که پاسخ ناکافی به این رژیم ترکیبی حتی بعد از 4-6 هفته وجود داشته باشد ، دی فسفات کلروکین به میزان3 میلی گرم بر کیلوگرم توده بدون چربی بدن در روز می تواند برای هیدروکسی کلورکویین جایگزین گردد در حالی که مصرف کویین آکرین ادامه دارد . یک عارضه جانبی شناخته شده اما نادر از عوامل ضد مالاریا سمیت شبکیه است . هنگام استفاده از هیدروکسی کلروکین و یا کلروکین ارزیابی چشمی لازم است.

دستورالعمل نظارت فعلی پیگیری چشمی را 5 سال پس از آزمون اولیه در افراد بدون عارضه ، در هیدروکسی کلروکین توصیه می کند . افراد پیچیده (برای مثال کسانی که به مدت بیش از 5 سال از ضد مالاریا استفاه کرده اند ، کسانی که مصرف بیش از دوز روزانه توصیه شده را تجربه کردند، کسانی که سطح چربی بدن آنها بالاست ، کسانی که بیشتر از 60 سال سن دارند ، و کسانی که به بیماری کبدی و یا کلیوی دچارند) باید آزمون های غربالگری سالانه داشته باشند.

آزمون باید شامل : ارزیابی ته چشم تست میدانی بینایی (از جمله زمینه های مرکزی با یک شی قرمز ) و تست حدت بینایی .

استفاده از شبکه آمسلر در خانه ممکن است منجر به تشخیص نقص میدان بینایی به صورت اولیه و توسط خود فرد شود. این موضوع مهم است چرا که تغییرات شبکیه در صورت عدم تشخیص به موقع ممکن است غیر قابل برگشت باشد. خطر سمیت شبکیه ممکن است در صورتی که دوز روزانه مصرفی هیدروکسی کلروکین (6 میلی گرم بر کیلوگرم در روز)و کلروکین (3 میلی گرم بر کیلوگرم در روز ) از این مقادیر معیت تجاوز نکند ، به حداقل برسد ( and Hughes 1982 Lanham) هیدروکسی کلروکویین و کلروکویین به دلیل خطر افزایش مسمومیت شبکیه ای نباید با هم استفاده شوند . تا کنون نشاند داده نشده است که مصرف کویین آکرین به سمیت شبکیه ای منتهی می گردد. با این حال ، نسبت به انواع دیگر با شیوع بالاتری از عوارض جانبی همراه است ، از جمله سردرد، عدم تحمل گوارشی و تظاهرات خونی و پوستی همراه است .

احتمال بیشتری وجود دارد که مصرف کویین آکرین منجر به القای همولیز در بیمارانی که نقص گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز G6pd را دارند رخ دهد.

همه داروهای ضد مالاریا عوارض جانبی پوستی دارند. رنگ آبی سیاه در پوست تابش دیده ، مخاط کام و ناخن ها با مصرف این عوامل دیده شده است . آنها به ندرت می توانند باعث سفیدی مو در موهای روشن گردند . داروهای ضد مالاریا همچنین می توانند باعث القای یک واکنش دارویی به شدت حساس به لیکنویید در پوست گردد که می تواند با وضعیت بروز ضایعات le پوستی حقیقی از جمله SCLE اشتباه شوند. بنابراین اگر ضایعات پوستی جدید در بیمار SCLE حین درمان با ضد مالاریا حادث شد ، باید امکان وقوع واکنش دارویی به شدت تحت تاثیر لیکنویید را در نظر گرفت .

مصرف کویین آکرین می تواند منجر به زردی قابل برگشت منتشر پوستی شود ، به خصوص در افرادی با پوست روشن. سایر عوارض جانبی بالقوه از داروهای ضد مالاریا شامل موارد :خونی (به عنوان مثال سرکوب مغز استخوان ، انمی آپلاستیک ) عصبی (به عنوان مثال روان سمی تشنج گراندمال ) قلبی ( به عنوان مثال آریتمی ، کاردیومیوپاتی ) و عضلانی. این عوارض کمتر شناسایی هر بیمار که ممکن است از یک واکنش ویژه Idiosyncratic رنج ببرند مفید است . Gran JOHANSON در سال 1998 دو مورد از سمیت شنوایی مربوط به مصرف هیدروکسی کلروکویین را گزارش کردند در گذشته از دست دادن شنوایی با مصرف کلروکویین و کوینین همراه بوده است اما این اولین گزار ش از مورد مشابه بر اثر مصرف هیدروکسی کلروکین بوده است .

شواهدی وجود دارد مبنی بر این که احتمالا بیماران با LE پوستی که سیگار می کشند نسبت به افراد غیر سیگاری به درمان ضد مالاریایی کمتر پاسخ می دهند. علاوه بر خطرات شناخته مصرف سیگار ، این موضع نشان دهنده یکی دیگر از دالایل تشویق به ترک توتون و تنباکو در بیمار SCLE است . در صورتی که درمان های مشاوره ای و یا دارویی برای به انجام رساندن این هدف لازم است باید تعرفه های مناسب در نظر گرفته شود.

تالیدومید

تالیدومید یک عامل ضد التهابی قوی است که از طریق مهار TNF-a یک سایتوکاین پیش التهابی که ممکن است در درگیر پاتوژنز scle باشد ، همانظور که در بالا بحث شد عمل می کند . مصرف 50-300 میلی گرم در روز می تواند در درمان le پوستی مقاوم بسیار موثر باشد (Duong et 1998Warren et al  Georgala et al 1997Stevens et al 2000 ordi – ros et al  1999al.

به طور کلی در حدود 75 درصد از بیماران LE جلدی ، به درمان منفرد یا ترکیبی ضد مالاریای پاسخ خواهند داد . به نظر می رسد که تالیدومید می تواند در درمان 75 درصد از بیماران مبتلا به LE پوستی مقاوم به درمان ضد مالاریا موثر واقع شود. آز انجا که از نرخ بالایی (حدود 75 درصد ) از عود مجدد بیماری ، پس از خروج از مصرف دارو وجود دارد پیشنهاد شده است که ممکن است حفظ مصرف دارو با دوز کم برای مدت زمان طولانی لازم باشد(2000Ordi – rose et al ) .

روش دیگر ، کاربرد سایر اشکال درمان مانند داروهای ضد مالاریا برای حفظ بهبودی ناشی از تالیدومید می تواند مورد استفاده قرار گیرد .از آنجا که تالیدومید تراتوژنی قوی است باید هنگام تجویز دارو اقدامات احتیاطی خاصی لحاظ گردد. داروهای خط دوم دیگری باید در زنانی که پتانسیل باروری دارند در نظر گرفته شود . تالیدومید در ایالات متحده تحت عنوان thalomid  در دسترس است . پزشکان و داروخانه ها ملزم به ثبت نام در شرکت تولید کننده cegene هستند.

پس از ثبت نام celgene مواد مخصوص توسعه یافته را به پزشک ارسال خواهد کرد.

(سیستم آموزش و تجویز ایمن تالیدومید (steps) برای آموزش بیماران در پیشگیری از نقائص هنگام تولد)

یکی دیگر از عوارض جانبی مهم تالیدومید نوروپاتی حسی ، که گاهی اوقات غیر قابل برگشت است ، می باشد . ارزیابی بالینی معمول نوروپاتی تنها راه موثر برای تشخیص مراحل اولیه توسعه نوروپاتی است (1999 duong et al ).

در طول درمان ، تست های هدایت عصبی به صورت پایه ای و در فواصل معین توصیه شده اند اما نقش اینها به خوبی مشخص نشده است . شواهد بیماری عصبی به وسیله تردید بالای کلینیکی یا به وسیله داده های الکتروفیزیولوژیک شاخصی برای صرف نظر کردن از دارو هستند(1997 Stevenes et al ) . دیگر اثرات جانبی تالیدوماید شامل فقدان قاعدگی (آمنوره )، خواب آلودگی ، افزایش وزن ، استفراغ ، سردردهای میگرنی ، و جوش های پوستی می باشند. بعضی از این اثرات جانبی ، در دوز های روزانه کمتر و زمانی که دارو در زمان خواب داده می شود بهبود می یابند . یک مورد از چرک های پوستی سمی ایجاد شده به وسیله تالیدوماید در یک بمیار دارای le پوستی مقاوم گزارش شده است (Rua Figueroa et al 1999). در حالی که در تالیدوماید شواهد آشکار تشکیل لخته خون در عروق در بیماران scle وجود ندراد اما همچنین piette و همکارانش در مورد خطر بالقوه تشکیل لخته خون در عروق ، مرتبط با درمان تالیدوماید هشدار دادند. اینها ، موارد شناخته شده تشکیل لخته خون در عروق (ترومبوز ) در سرطان ، سندروم bechet  و بیماران sle شامل یک بیمار scle با آنتی بادی های ضد فسفولیپییدی (2000 Flageul) در درمان با تالیدوماید می باشند. نویسندگان بر نظارت افزایش یافته در بیماران scle درمان شده با تالیدوماید تاکید می کنند . این نگرانی ها به ویژه زمانی که بیماران فاکتور های خطر پیش ترومبوزی مثل مصرف دخانیات استفاده از روش های جلوگیری از بارداری دارای استروژن آنتی بادی های ضد فسفولیپیدی یا توقف درمان با داروهای ضد مالاریا مثل هیدروکسیکلروکوئین که درای ویژگی ضد ترومبوزی می باشد ، را دارند صحیح می باشند.

داپسون

داپسون (دی آمینو دی فنیلسولفون ) به صورت موفقیت آمیزی در بعضی موارد scle مقاوم بهدارو های ضد مالاریا استفاده شده است ( Holtman  1984 McCormack et al 1999 Neri et al  1990 et al ) اما روی هم رفته تجربه استفاده از این عامل برای le پوستی ناامید کننده بوده است (1997 Callen1996Sontheirmer and provost) دوز ابتدایی 25 میلی گرم دو بار در روز می تواند به 300-200 میلی گرم در روز افزایش داده شود همچنانکه نیاز می باشد. برای ارزیابی سمیت کلیوی ، کبدی ، و سمیت هماتولوژیک شامل همولیز و یا methamoglobinemia که به ویژه در بیماران دارای نقص در فعالیت گلوکوز 6 فسفات دهیدروژناز G6pd اتفاق می افتد ، پیگیری فراوانی لازم می باشد.

رتینوئید ها ، رتینوئید هیا سنتزی ، ایزوترتینوئین و آسیترتین به صورت معناداری در دوز های 1/1-2 day / kg/mg نقایص scle را بهبود می دهند (b1990 Furner  2000 Richardson and Cohen ). ممکن است استفاده طولانی مدت شان به وسیله پتانسیل تراتوژن بودن ، خشکی موکوسی پوستی حساسیت به نور ، هپاتیت هیپرتریگلیسریدمی تغییر حالت تومور های کاذب مغزی و تییرات استخوانی سازگار با سندروم هیپراستوزیس اسکلتی ناشناخته پراکنده dish محدود شود.

کلوفازیمین و طلا اگرچه این عوامل به صورت موفقیت آمیزی در درمان le پوستی مقاوم استفاده شده اند(Crovato2004Costner et al ) اما هر دو به وسیله پتانسیل شان برای اثرات جانبی سمی محدود می شوند.

کورتیکو استروتیدهای سیستمیک و دیگر عوامل سرکوبگر ایمنی معمولا این عوامل برای بیمارانی که به درمانی های کمتر سمی پاسخ نداده اند استفاده می شود . اگرچه آنها ممکن است قبل از اینکه آزمایش مناسب داروهای کمتر سمی در بیماران شدید کامل شود نیاز باشند . متیلپردنیزولون داخل وریدی در دوز 1 گرم برای سه روز متوالی بهبود بیماران scle در حضور le سیستمیک را فراهم می کند (1984 Goldberg and Lidsky ) اثرات جانبی استروئید ها به ویژه زمانی که در دروزه های زمانی طولانی استفاده می شوند آزار مفید باشند شامل متوترکسیات (2002b Kuhn et al 1998Boehm et al  آزاتیوپرین (Callen et al ) سیکوسپورین و مایکوفنولات می باشند.

مایکوفنولات به عنوان یک گزینه موثر برای scle مقاوم گزارش شده است Hanjani و 2002 NOUSARI یک بیمار SCLE درمان شده با 3 گرم در روز مایکوفنولات با وضوح کامل در سه ماه و هیچ نمایش بیماری تا حدود ده ماه بعد از شکست چندین پردنیزون و داروهای ضد مالاریا گزارش کردند . SCHANZ و همکارانش دو مورد اضافی از SCLE مقاوم به داروهای ضد مالاریا آزاتیوپرین و دوز های بالای استروئیدی را اراده دادند که به وسیله چند هفته درمان با 2 گرم در روز مایکوفنولات کاملا رفع شده بودند  در یک بیمار این پاسخ به صورت موفقیت آمیزی به مدت بیش از 24 ماه در دوز کمتر از حداقل 1 گرم در دروز حفظ شده بود . مایکوفنولات نسبت به تعدای از دیگر داروهای سرکوبگر ایمنی پروفایل کمتر سمی را پیشنهاد می دهد . درک اثرات جانبی مضر تمامی این داروها ضروری است و پیگیری نزدیک نیز ضروری می باشد.

تنظیم ایمنی

پنج بیمار شامل یک بیمار SCLE با LE پوستی مقاوم که ترزیق آنتی بادی مونوکلونالکیمریک را دریافت کرده بود بهبود نشان داد و به درمان های مرسوم پاسخ دهنده تر شد (PRINZ ET AL 1996) ممکن است ایمنوگلوبولین داخل وریدی منجر به بهبود نقایص پوستی شود. اما اکثر مطالعه و استفاده شان به خاطر هزینه های گران شان محدود شده است . در دوتا از چهار بیمار SCLE و SLE همبسته است . بنابراین باید در این زمینه احتیاط شود.

FAUTRELو همکارانش (2002) وضوح SCLE را در یک بیمار دارای ورم مفاصل روماتیسمی با استفاده ازاتانرسپت یک عامل بیولوژیک نوترکیب ضد TNF-a گزارش کردند.اتانرسپتو اینفلکسیماب هر دو با توسعه آنتی بادی های ضد DNA دو رشته ای و یک سندروم شبه لوپوس در تعدادی از بیماران RA و کرون مرتبط بوده اند. تعداد کمی از بیماران گزارش احتمال SCLE القا دشه با اتانرسپترا پیشنهاد کرده اند (2001 Bleumink et al ) بنابراین با توجه به القا یا آشکار شدن le پوستی یا سیتیمیک با استفاده از هر کدام از این عوامل در le پوستی اندکی نگرانی وجود دارد . ریتوکسیماب یک آنتی بادی کلونال نوترکیب که سلولهای b بیان کننده cd20 را مهار می کند، در تعداد کمی از بیماران le پوستی و سیستمیک موثر نشان داده شده است (2002 kneitz et al ) 2003 perotta et al ) نهایتا تصور می شود که داروهای بیولوژیک دیگری که بر همکنش سلولهای t ارائه دهنده آنتی ژن را مهار می کنند در scle سودمند هستند اگرچه مطالعات بیشتری نیاز است . تعدادی از مثال های شاملالفاسپ (Amevive) مهار کننده بر هم کنش LFA3:CD2 و efalizumab (raptiva) مهار کننده بر هم کنش می باشند.

داروهای دیگر

دو دارو ضد سرطان سیکلوفسفامید وسیتار ابین در scle مقاوم سودمند هستند(1995Yung and Richardson 1971 schulz and Menter). اگرچه سولفاسالازین فنی توئین دانازول دی هیدروتراپی آندروسترونن سولفات cefuroximaxetil (dheas) در درمان لوپوس پوستی پیشنهاد شده اند ، اما آنها به صورت موثری به وسیله نویسندگان استفاده نشده اند.

نور درمانی uva-1 Ultraviolet a-1 نهایتا پیشنهاد شده است که ممکن است بیماران لوپوس از دوزهای کم پرتو تابی uv با طول موج های بلندتر (400-340nm) سود ببرند (1997 McGrath 1993 Sonnichsen et al 1997Mcgrath) این وضعیت نیاز به تجویز دارو را کاهش می دهد و سطوح آنتی بادی های خود ایمنی را تقلیل می دهد. این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند . داده های متناقض نشان داده اند که ممکن است uva شامل موج بلند uva در le پوستی نقش بازی کند (Lehmann et al 1993nived et al 19931990) به علاوه در یک مدل موشی sle پرتوتابی uva-1 با بیماری کلیوی افزایش یافته و مرگ همراه بود (2000 Cai et al ).

پیش آگهی

چون scle به مدت کمی بیشتر از دو دهه تشخیص داده شده است . عاقبت طولانی مدت بیماران هنوز شناخته نشده است. بیشتر بیماران گرایش به داشتن نقایص پوستی عود کننده متناوب بدون پیشرفت معنادار بیماری دارند در حالی که تعدادی از بیماران ممکن است بهبود پایدار تجربه کنند. تقریبا 15% از بیماران sle فعال را در گروه اصلی توسعه داده اند. اکثر مطالعات اخیر مربوز به پیش آگهی یافته ای مشابهی را آشکار کرده اند (1998Chlebus ) به علاوه یک مطالعه پیگیری طولانی مدت غیر رسمی بیماران scle از سال 1995-1971 در دپارتمان درماتولوژی در مرکز پزشکی جنوب غربی UT در DALLAS به وسیله یکی از نویسندگان آغاز شده است (RDS مشاهده منتشر نشده ) تا این تاریخ 18 تا از 130 بیمار ارزیابی شده اند. میانگین مدت زمان پیگیری 612 سال بود . 39% درصد در پیگیری ، پوست و بیماری سیستمیک غیر فعال داشتند. متداول ترین شکایت های به غیر از نقایص پوستی و حساسیت به نور ، خستگی و عارضه RAYNAUD بودند. به علاوه تعداد زیادی از بیماران تاریخچه ذهنی افسرگی داشتند ، به طور برجسته نقایص در این جمعیت ویژه پاپولواسکواموس بودند. درگیری صورت ، هیپوپیگمانتاسیون و تلانژکتازیاس متداول بودند ، در حالی که زخم های حقیقی به ندرت اتفاق می افتادند. حداقل یکی و احتمالا سه تا 130 بیمار از علل مرتبط با SLE (التهاب گ پانکراسی) مردند. تعداد زیادی از بیمارن SCLE نیاز دارند تا در یک مطالعه بند مدت بررسی شوند تا دوره بیماری شان شیوع ANA RO-SS-A و همپوشانی با دیگر بیماری های بافت پیوندی و همچنین پیش آگهی به صورت قاطعانه تری منتشر شود.

خلاصه

لوپوس اریتروماتو یک بیماری خود ایمنی درگیر کننده چند اندام می باشد که احتمالا از اثر متقابل پیچیده ای از فاکتور های ژنتیکی و محیطی مشتق می شود. فنوتیپ کلینیکی LE از نقایص پوستی جزئی تانقایص عملکردی چند اندام حیاتی تهدید کننده زندگی گسترده می باشد . در سراسر این پیوستگی ، تظاهرات پوستی متغیر و متداول هستند. یک سیستم دسته بندی پذیرفته شده وجود دارد که نقایص را به بیماری پوستی LE اختصاصی و LE غیر اختصاصی تقسیم می کند. بیماری پوستی LE اختصاصی به صورت کلینیکی ، ایمونولوژیکی و ژنتیکی جدا از اختلالات شامل سه دسته می باشد: LE پوستی حاد(LE (ACLE پوستی نیمه حاد (SCLE) و LE پوستی مزمن (CCLE) تمایز هیستوپاتولوژیکی به ویژه بین دو اختلال اول می تواند مشکل باشد. SCLE به صورت کلینیکی به وسیله نقایص پوستی بدون زخم ، بدون پینه ، قرمز پاپولواسکواموس و یا حلقوی رخ دهنده در یک الگوی متقارن و نور  توزیع شده مشخص می شود. بیماران SCLE تمایل به نمایش علائم سیستمیک ملایم تر دارند به جز آنهایی که دارای LE سیستمیک نامنتخب SLE می باشند. اگرچه برای تشخیص اجباری نیست اما اکثر بیماران SCLE آنتی بادی های خودی ضد RO/SSA تولید می کنند . در علائم ماهیچه ای اسکلتی مثل ورم مفاصل و درد مفاصل متداول ترین تظاهرات سیستمیک مشاهده شده هستند. روی هم رفته اکثر بیماران SCLE گرایش به داشتن بیماری سیستمیک ملایم دارند و نشان داده شده است که علائم ISOLATED JOINT  یک مارکر برای بیماری ملایم تر هستند. تشخیص کلینیکی SCLE همیشه آشکار نیست. ضایعات حلقوی می توانند با Erthema annularecntrifugum   ertheme multiforme یا erythema gyratumrepens  اشتباه شوند. توزیع نوری نقایص ، هیستوپاتولوژی مشخص و آنتی بادی های خودی ro.ss a  در تمایز sscle مطابق تشخیص تمایزی اش مفید هستند. بیشتر بیماران گرایش به داشتن نقایص پوستی عود کننده متناوب بدون پیشرفت معنادار بیماری دارند در حالی که تعدادی از بیماران ممکن است بهبود پایدار را تجربه کنند. تقریبا 15% از بیماران sle فعال را توسعه داده اند. متدوال ترین شکایت ها به غیر از نقایص پوستی و حساسیت به نور ، خستگی ، درد مفاصل و عارضه Raynaud بودند . به علاوه تعداد زیادی از بیماران تاریخچه ذهنی افسردگی داشتند.پیش آگهی واقعی scle نیاز به ارزیابی تعداد زیادی از بیماران دارد تا دوره بیماری شان ، شیوع ana و RO/SS-A وهمپوشانی با دیگر بیماری های بافت پیوندی و همچنین پیش آگهی به صورت قاطعانه تری منتشر شود.

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن